"> ">
اگر مال مرهون بقیمتی بیش از طلب مُرتَهِن فروخته شود مازاد مال مالك آن است و اگر برعكس حاصل فروش كمتر باشد مُرتَهِن باید برای نقیصه براهن رجوع كند....
در مورد قسمت اخیر ماده قبل اگر راهن مُفلس شده باشد مُرتَهِن با غرماء شریك میشود....
اگر راهن مقداری از دین را ادا كند حق ندارد مقداری از رهن را مُطالبه نمایند و مُرتَهِن میتواند تمام آن را تا تأدیه كامل دین نگاهدارد مگر اینكه بین راهن و مُرتَهِن ترتیب دیگری مقرر شده باشد....
تبدیل رهن بمال دیگر بتراضی طرفین جائز است....
هر چیزی كه در عقد بیع بدون قید صریح بعنوان متعلقات جزء مَبیع محسوب میشود در رهن نیز داخل خواهد بود....
ثَمره رهن و زیادتی كه ممكن است در آن حاصل شود در صورتیكه متّصل باشد جزء رهن خواهد بود و در صورتیكه منفصل باشد متعلق براهن است مگر اینكه ضمن عقد بین طرفین ترتیب دیگری مقرر شده باشد....
عقد رهن نسبت بمُرتَهِن جایز و نسبت براهن لازم است و بنابراین مُرتَهِن میتواند هر وقت بخواهد آن را برهم زند ولی راهن نمیتواند قبل از اینكه دین خود را ادا نماید و یا بنحوی از انحاء قانونی از آن بری شود ...
بموت راهن یا مُرتَهِن رهن منفسخ نمیشود ولی در صورت فوت مُرتَهِن راهن میتواند تقاضا نماید كه رهن بتصرف شخص ثالثی كه بتراضی او و ورثه معین میشود داده شود. در صورت عدم تراضی، شخص مزبور از طرف حاكم معین م...
رهن در ید مُرتَهِن امانت محسوب است و بنابراین مُرتَهِن مسئول تلف یا ناقص شدن آن نخواهد بود مگر در صورت تقصیر....
بعد از برائت ذمّه مَدیون رهن در ید مُرتَهِن امانت است لیكن اگر با وجود مُطالبه آن را ردّ ننماید ضامن آن خواهد بود اگرچه تقصیر نكرده باشد....