"> ">
اگر در احوال شخص امانتگذار تغییری حاصل گردد مثلاً اگر امانتگذار محجور شود عقد ودیعه منفسخ و ودیعه را نمیتوان مسترد نمود مگر بكسی كه حق اداره كردن اموال محجور را دارد....
اگر مال محجوری بودیعه گذارده شده باشد آن مال باید پس از رفع حجر بمالك مسترد شود....
اگر كسی مالی را بسمت قیمومت یا ولایت ودیعه گذارد آن مال باید پس از رفع سمت مزبور بمالك آن ردّ شود مگر اینكه از مالك رفع حجر نشده باشد كه در این صورت به قیم یا ولی بعدی مسترد میگردد....
هر گاه كسی مال غیر را بعنوانی غیر از مُستودع متصرف باشد و مقررات این قانون او را نسبت بآن مال امین قرار داده باشد مثل مستودع است بنابراین مستأجر نسبت بعین مستأجره قیم یا ولی نسبت بمال صغیر یا مولّیعلی...
كاروانسرادار و صاحب مهمانخانه و حمامی و امثال آنها نسبت باشیاء و اسباب یا البسه واردین وقتی مسئول میباشند كه اشیاء و اسباب یا البسه نزد آنها ایداع شده باشد و یا اینكه بر طبق عرف بَلَد در حكم ایداع باش...
امانتگذار باید مخارجی را كه امانتدار برای حفظ مال ودیعه كرده است باو بدهد....
هر گاه ردّ مال مستلزم مخارجی باشد بر عهده امانتگذار است. فصل دهم - در عاریه...
عاریه عقدی است كه بموجب آن احد طرفین بطرف دیگر اجازه میدهد كه از عین مال او مجاناً منتفع شود. عاریه دهنده را مُعیر و عاریه گیرنده را مُستعیر گویند....
عاریه دهنده علاوه بر اهلیت باید مالك منفعت مالی باشد كه عاریه میدهد اگر چه مالك عین نباشد....
هر چیزیكه بتوان با بقای اصلش از آن منتفع شد میتواند موضوع عقد عاریه گردد. منفعتی كه مقصود از عاریه است منفعتی است كه مشروع و عقلائی باشد....