کشتار دانش آموزان مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب توسط ارتش آمریکا

گزارش‌دهنده: ناشناس
2026-02-28 10:47:00
حمله به مدارس، مهدها و مراکز نگهداری کودکان
79 بازدید
صبح روز حمله(شنبه ۹ اسفند 1404 شمسی 28 فوریه 2026) هم‌زمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به چند نقطه در استان هرمزگان، زندگی در اطراف مدرسه به‌طور عادی جریان داشت. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد ساختمان مدرسه تا حدود ساعت ۱۰:۴۳ پیش از ظهر کاملا سالم بوده است. منابع محلی و مقام‌های ایرانی می‌گویند حدود ساعت ۱۰:۴۵ یک موشک هدایت‌شونده مستقیما به ساختمان مدرسه اصابت کرده است. 
راستی ‌آزمایی خبرگزاری الجزیره از احتمال عمدی بودن حمله اسرائیل به دبستان میناب خبر می‌دهد. 
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روزنامه شرق،بر اساس گزارشی از واحد تحقیقات دیجیتال شبکه الجزیره، بررسی تصاویر ماهواره‌ای، ویدئوهای منتشرشده از محل حادثه و تحلیل جغرافیایی نشان می‌دهد دبستان دخترانه‌ای که در میناب هدف قرار گرفت، دست‌کم طی ده سال گذشته به طور کامل از پایگاه نظامی مجاور جدا بوده است. این یافته فرضیه‌ای که مدرسه را بخشی از تأسیسات نظامی می‌دانست زیر سوال می‌برد و احتمال هدف‌گیری مستقل آن را مطرح می‌کند. 
به نوشته این گزارش، صبح روز حمله هم‌زمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به چند نقطه در استان هرمزگان، زندگی در اطراف مدرسه تقریبا به‌طور عادی جریان داشت. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد ساختمان مدرسه تا حدود ساعت ۱۰:۴۳ پیش از ظهر کاملا سالم بوده است. منابع محلی و مقام‌های ایرانی می‌گویند حدود ساعت ۱۰:۴۵ یک موشک هدایت‌شونده مستقیما به ساختمان مدرسه اصابت کرده است. 
واحد تحقیقات دیجیتال الجزیره برای بررسی دقیق‌تر، دو ویدئوی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی را تحلیل و مکان‌یابی کرده است. ویدئوی نخست که از جنوب‌غربی محل گرفته شده، بالا رفتن دود از یک بلوک نظامی وابسته به پایگاه «سیدالشهدا» را نشان می‌دهد. ویدئوی دوم که نمای گسترده‌تری از منطقه ارائه می‌دهد، دو ستون مجزا از دود سیاه را آشکار می‌کند: یکی از داخل پایگاه نظامی و دیگری از نقطه‌ای جداگانه که با موقعیت جغرافیایی مدرسه مطابقت دارد. به گفته الجزیره، فاصله قابل مشاهده میان این دو ستون دود با فاصله واقعی میان مدرسه و پایگاه در تصاویر ماهواره‌ای همخوانی دارد. بررسی ساختار مجموعه نیز نشان می‌دهد مجتمع نظامی پیش‌تر به سه بخش مستقل تقسیم شده است: دبستان «شجره طیبه»، کلینیک شهید آبسالان و پایگاه نظامی سیدالشهدا. ساخت کلینیک و ایجاد ورودی و پارکینگ جداگانه برای بیماران غیرنظامی باعث شده این تأسیسات از فضای نظامی تفکیک شود؛ وضعیتی مشابه مدرسه که ورودی و کاربری مستقل داشته است. در نتیجه، تحلیل نقاط اصابت نشان می‌دهد موشک‌ها پایگاه نظامی و مدرسه را هدف قرار داده‌اند، اما کلینیک تخصصی واقع در میان این دو نقطه آسیب ندیده است. به ارزیابی تیم تحقیقاتی الجزیره، چنین الگوی هدف‌گیری تصادفی به نظر نمی‌رسد و نشان می‌دهد مهاجمان از نقشه‌ها و مختصات دقیق مجموعه آگاه بوده‌اند. 
در این گزارش همچنین به سوابق حملات مشابه در دهه‌های گذشته اشاره شده است؛ مواردی که در آن‌ها مدارس، بیمارستان‌ها یا پناهگاه‌های غیرنظامی هدف قرار گرفته‌اند و در برخی موارد بعدا مشخص شده است که هدف غیرنظامی بوده است. از جمله این نمونه‌ها بمباران یک مدرسه ابتدایی در استان شرقی مصر در سال ۱۹۷۰، حمله به پناهگاه غیرنظامیان در بغداد در سال ۱۹۹۱، گلوله‌باران مقر نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در قانا لبنان در سال ۱۹۹۶ و بمباران بیمارستان پزشکان بدون مرز در قندوز افغانستان در سال ۲۰۱۵ است. نهادهای حقوق بشری نیز تاکید کرده‌اند که حتی در صورت وجود تأسیسات نظامی در نزدیکی یک مدرسه، ماهیت غیرنظامی آن تغییر نمی‌کند و طبق حقوق بین‌الملل بشردوستانه کودکان و کارکنان آموزشی «افراد محافظت‌شده» محسوب می‌شوند. هر حمله‌ای که میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل نشود می‌تواند نقض جدی قوانین جنگ به شمار رود. 
مجموع این داده‌ها، به گفته الجزیره، پرسش‌های جدی درباره دقت اطلاعات هدف‌گیری و احتمال عمدی بودن حمله به مدرسه در میناب مطرح می‌کند؛ حمله‌ای که به یکی از مرگبارترین رویدادهای غیرنظامی در جریان درگیری اخیر تبدیل شده است.
اطلاعات متهمین
War criminal
دونالد ترامپ
دونالد ترامپ
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
War criminal
ژنرال دن کِین
ژنرال دن کِین
رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا
War criminal
برد کوپر
برد کوپر
فرمانده سنتکام
War criminal
پیت هگست
پیت هگست
وزیر جنگ آمریکا

ضمائم و مستندات پرونده

تحلیل و نقطه نظر حقوقی ناظر

وکیل
جمال الدین تراز
وکیل معتمد
به نام خدا
کیفرخواستی برای تاریخ؛ مرثیه‌ای بر معصومیتِ ذبح‌شده در میناب و آزمون سترگ عدالت بین‌المللی
مقدمه: شبحِ شومِ بی‌کیفری و تکرار تاریخ
جهانِ پس از جنگ‌های ویرانگر جهانی و دهه‌ی خونین نود میلادی، با خود عهد بست که بشریت دیگر هرگز شاهد مسلخِ بی‌گناهان نباشد. بنا بود تا با توسعه‌ی سازوکارهای حقوقی بین‌المللی، جنگ به‌عنوان پدیده‌ای شوم، برای همیشه محکوم و منکوب گردد. اما تاریخ، با تلخیِ گزنده‌ای به ما آموخت که هرگاه شمشیر عدالت در غلافِ مصلحت‌اندیشی زنگ بزند، جنایتکاران گستاخ‌تر می‌شوند. 
امروز در سال ۲۰۲۶، خونی که در میناب بر زمین ریخت، امتداد همان خون‌هایی است که در تپه‌های سرسبز «رواندا» با داس‌ و درفش ریخته شد؛ پژواکِ همان ضجه‌های مادرانی است که در منطقه‌ی امنِ سازمان ملل در «سربرنیتسا» به نظاره‌ی گورهای دسته‌جمعی عزیزانشان نشستند؛ و تکرارِ همان زمین‌های سوخته‌ای است که پیکر نیمه‌جان کودکان «میانمار» را در خود بلعید. انفعالِ شرم‌آور و عدم عمل به مسئولیت جمعی دولت‌ها در حفظ جان انسان‌ها، و مصونیتِ همیشگیِ جانیانِ پیشین از کیفر، بذرِ شومِ استمرارِ جنایت را در زمینِ امروز کاشت. فاجعه‌ی هولناکِ کشتار دختران در «دبستان شجره طیبه» میناب، عریان‌ترین سندِ این ادعاست که نشان می‌دهد تا زمانی که مصونیت و «بی‌کیفری» پابرجا باشد، قلم‌ها نباید از نوشتنِ مرثیه‌های خونین بر نعشِ عدالت باز بایستند. این متن، نه صرفاً یک دادخواست، که کیفرخواستی برای بیداریِ وجدانِ تاریخ و فریادِ خون‌بهای معصومیتِ سلاخی‌شده دختران میناب است.
پرده‌ی اول: روایتِ ذبحِ امید
آنچنان که مستنداتِ متقن هویدا می‌سازند؛ 28 فوریه 2026 ساعت ۱۰:۴۳ دقیقه صبح است. خورشید با مهربانی بر حیاط «دبستان دخترانه شجره طیبه» در میناب می‌تابد. صدای خنده‌های کودکانه، همهمه‌ی زنگ تفریح و ورق خوردن دفترچه‌های مشق، تنها موسیقیِ جاری در این تکه از زمین است. دخترکانی که با روپوش‌های مدرسه‌، کیف‌های رنگارنگ و رویاهایی به وسعت آسمان، به فردای روشن خود لبخند می‌زدند. 

اما تنها دو دقیقه بعد، در ساعت ۱۰:۴۵، هیولای جنگ با خونسردی و دقتی بی‌رحمانه، سقف این پناهگاهِ امن را بر سر معصوم‌ترین موجوداتِ زمین آوار کرد. این تنها یک حمله نظامی نیست؛ این شلیکِ مستقیم به قلب تپنده‌ی بشریت، و ذبحِ بی‌رحمانه‌ی «امید» در مذبحِ جنگ‌افروزی است. زمانی که موشک‌های هدایت‌شونده Tomahawk ارتش ایالات متحده آمریکا، سینه‌ی کوچک دختربچه‌های بی‌دفاع را می‌شکافند، سکوت، دیگر مصلحت‌اندیشی نیست؛ بلکه شراکتی وقیحانه در جنایت است.

در برابر این فاجعه‌ی عمیق انسانی، اشک‌ها و سوگواری ها هرگز کافی نیستند. شمشیر عدالت باید از نیامِ حقوق بین‌الملل بیرون کشیده شود. دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) و اساسنامه رم، دقیقاً برای همین روزهای سیاه به رشته‌ی تحریر درآمده‌اند تا هیچ متجاوزی نتواند پشت نقابِ فریبنده‌ی «خطای نظامی» پنهان شود. 

بر این اساس، با استناد به سطور «اساسنامه رم»، کیفرخواستی قاطع، مستند و غیرقابل‌انکار علیه این جنایت جنگیِ هولناک ارائه می‌شود؛ کیفرخواستی که انتظار می‌رود وجدان‌های بیدار را به تکاپو وادارد و افکار عمومی، حقوقدانان و نهادهای بین‌المللی آن را بر سرِ بانیانش فریاد بزنند.

عالیجنابان!
قضات محترم دیوان کیفری بین‌المللی!
به‌نام عدالت و در پیشگاهِ وجدانِ بشریت، موارد زیر اقامه می‌گردد:

۱. حریم مقدس مدرسه؛ خط قرمز حقوق بین‌الملل و حرمت‌شکنیِ نابخشودنی
مدرسه، پادگان نیست؛ کلاس درس، سنگر نیست و دختربچه‌های هشت، نُه ساله، سربازان میدان نبرد نیستند. حقوق بین‌الملل بشردوستانه، اماکن آموزشی را به عنوان حریمِ مطلقاً امن و غیرقابل‌تعرض می‌شناسد.

مستند قانونی (بند ب ماده ۸ اساسنامه رم): قانون‌گذار بین‌المللی با قاطعیت تمام در مصداق ۹ از این بند اعلام می‌دارد که «حملات عمدی به ساختمان‌های مذهبی، آموزشی، هنری، علمی یا خیریه... مشروط بر آنکه این نقاط اهداف نظامی نباشند» یک جنایت جنگیِ تمام‌عیار است.

واقعیت میدانی: تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های دیجیتال به وضوح نشان می‌دهند که دبستان میناب حداقل یک دهه است که با ورودی و کاربریِ کاملاً مستقل، از پایگاه نظامی تفکیک شده است و هیچ‌گونه کارکردِ دوگانه یا نظامی نداشته است.

...
به نام خدا
کیفرخواستی برای تاریخ؛ مرثیه‌ای بر معصومیتِ ذبح‌شده در میناب و آزمون سترگ عدالت بین‌المللی
مقدمه: شبحِ شومِ بی‌کیفری و تکرار تاریخ
جهانِ پس از جنگ‌های ویرانگر جهانی و دهه‌ی خونین نود میلادی، با خود عهد بست که بشریت دیگر هرگز شاهد مسلخِ بی‌گناهان نباشد. بنا بود تا با توسعه‌ی سازوکارهای حقوقی بین‌المللی، جنگ به‌عنوان پدیده‌ای شوم، برای همیشه محکوم و منکوب گردد. اما تاریخ، با تلخیِ گزنده‌ای به ما آموخت که هرگاه شمشیر عدالت در غلافِ مصلحت‌اندیشی زنگ بزند، جنایتکاران گستاخ‌تر می‌شوند. 
امروز در سال ۲۰۲۶، خونی که در میناب بر زمین ریخت، امتداد همان خون‌هایی است که در تپه‌های سرسبز «رواندا» با داس‌ و درفش ریخته شد؛ پژواکِ همان ضجه‌های مادرانی است که در منطقه‌ی امنِ سازمان ملل در «سربرنیتسا» به نظاره‌ی گورهای دسته‌جمعی عزیزانشان نشستند؛ و تکرارِ همان زمین‌های سوخته‌ای است که پیکر نیمه‌جان کودکان «میانمار» را در خود بلعید. انفعالِ شرم‌آور و عدم عمل به مسئولیت جمعی دولت‌ها در حفظ جان انسان‌ها، و مصونیتِ همیشگیِ جانیانِ پیشین از کیفر، بذرِ شومِ استمرارِ جنایت را در زمینِ امروز کاشت. فاجعه‌ی هولناکِ کشتار دختران در «دبستان شجره طیبه» میناب، عریان‌ترین سندِ این ادعاست که نشان می‌دهد تا زمانی که مصونیت و «بی‌کیفری» پابرجا باشد، قلم‌ها نباید از نوشتنِ مرثیه‌های خونین بر نعشِ عدالت باز بایستند. این متن، نه صرفاً یک دادخواست، که کیفرخواستی برای بیداریِ وجدانِ تاریخ و فریادِ خون‌بهای معصومیتِ سلاخی‌شده دختران میناب است.
پرده‌ی اول: روایتِ ذبحِ امید
آنچنان که مستنداتِ متقن هویدا می‌سازند؛ 28 فوریه 2026 ساعت ۱۰:۴۳ دقیقه صبح است. خورشید با مهربانی بر حیاط «دبستان دخترانه شجره طیبه» در میناب می‌تابد. صدای خنده‌های کودکانه، همهمه‌ی زنگ تفریح و ورق خوردن دفترچه‌های مشق، تنها موسیقیِ جاری در این تکه از زمین است. دخترکانی که با روپوش‌های مدرسه‌، کیف‌های رنگارنگ و رویاهایی به وسعت آسمان، به فردای روشن خود لبخند می‌زدند. 

اما تنها دو دقیقه بعد، در ساعت ۱۰:۴۵، هیولای جنگ با خونسردی و دقتی بی‌رحمانه، سقف این پناهگاهِ امن را بر سر معصوم‌ترین موجوداتِ زمین آوار کرد. این تنها یک حمله نظامی نیست؛ این شلیکِ مستقیم به قلب تپنده‌ی بشریت، و ذبحِ بی‌رحمانه‌ی «امید» در مذبحِ جنگ‌افروزی است. زمانی که موشک‌های هدایت‌شونده Tomahawk ارتش ایالات متحده آمریکا، سینه‌ی کوچک دختربچه‌های بی‌دفاع را می‌شکافند، سکوت، دیگر مصلحت‌اندیشی نیست؛ بلکه شراکتی وقیحانه در جنایت است.

در برابر این فاجعه‌ی عمیق انسانی، اشک‌ها و سوگواری ها هرگز کافی نیستند. شمشیر عدالت باید از نیامِ حقوق بین‌الملل بیرون کشیده شود. دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) و اساسنامه رم، دقیقاً برای همین روزهای سیاه به رشته‌ی تحریر درآمده‌اند تا هیچ متجاوزی نتواند پشت نقابِ فریبنده‌ی «خطای نظامی» پنهان شود. 

بر این اساس، با استناد به سطور «اساسنامه رم»، کیفرخواستی قاطع، مستند و غیرقابل‌انکار علیه این جنایت جنگیِ هولناک ارائه می‌شود؛ کیفرخواستی که انتظار می‌رود وجدان‌های بیدار را به تکاپو وادارد و افکار عمومی، حقوقدانان و نهادهای بین‌المللی آن را بر سرِ بانیانش فریاد بزنند.

عالیجنابان!
قضات محترم دیوان کیفری بین‌المللی!
به‌نام عدالت و در پیشگاهِ وجدانِ بشریت، موارد زیر اقامه می‌گردد:

۱. حریم مقدس مدرسه؛ خط قرمز حقوق بین‌الملل و حرمت‌شکنیِ نابخشودنی
مدرسه، پادگان نیست؛ کلاس درس، سنگر نیست و دختربچه‌های هشت، نُه ساله، سربازان میدان نبرد نیستند. حقوق بین‌الملل بشردوستانه، اماکن آموزشی را به عنوان حریمِ مطلقاً امن و غیرقابل‌تعرض می‌شناسد.

مستند قانونی (بند ب ماده ۸ اساسنامه رم): قانون‌گذار بین‌المللی با قاطعیت تمام در مصداق ۹ از این بند اعلام می‌دارد که «حملات عمدی به ساختمان‌های مذهبی، آموزشی، هنری، علمی یا خیریه... مشروط بر آنکه این نقاط اهداف نظامی نباشند» یک جنایت جنگیِ تمام‌عیار است.

واقعیت میدانی: تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های دیجیتال به وضوح نشان می‌دهند که دبستان میناب حداقل یک دهه است که با ورودی و کاربریِ کاملاً مستقل، از پایگاه نظامی تفکیک شده است و هیچ‌گونه کارکردِ دوگانه یا نظامی نداشته است.

نتیجه‌گیری: خون‌های ریخته‌شده بر نیمکت‌های چوبیِ این کلاس‌ها، مهر تأییدی است بر تحققِ کاملِ عنصر مادیِ این جنایت و ویران کردن یک «ساختمان آموزشی» بر سر دانش‌آموزان خردسال، عبورِ وحشیانه از خط قرمزی است که اساسنامه رم برای حفاظت از حیاتِ نسل آینده رسم کرده است.

۲. سلاخیِ عمدیِ معصومیت؛ ابطالِ قاطعِ دروغِ «خطای محاسباتی»
دردناک‌ترین بُعدِ این فاجعه، احرازِ آگاهی و «عمد» نهفته در پسِ این ماشه است. مهاجمان نمی‌توانند پشت واژه‌ی سرد، بی‌روح و توجیه‌گرِ «خسارت جانبی» (Collateral Damage) پنهان شوند.

مستند قانونی - بند ب ماده ۸ اساسنامه رم: دیوان به صراحت در مصادیق ۱ و ۲ از این بند بیان می‌دارد: «۱-حملات عمدی بر ضد غیرنظامیان یا قصد حمله علیه آنان...» و «۲-حملات عمدی به سوی اهداف غیرنظامی، یعنی اهدافی که دارای کاربرد نظامی نیستند»، مستوجب کیفر بین‌المللی است.

واقعیت میدانی: گزارش‌های فنی الجزیره ثابت می‌کند که موشک‌ها با دقتی شیطانی، پایگاه نظامی و مدرسه را به صورت مجزا هدف قرار داده‌اند، در حالی که «کلینیک درمانی» واقع در میانِ این دو نقطه، دست‌نخورده باقی مانده است.

نتیجه‌گیری: این الگویِ اصابت اثبات می‌کند که مهاجمان نقشه‌ی دقیقِ مختصاتِ منطقه را در دست داشته‌اند. آن‌ها دقیقاً می‌دانستند پادگان کجاست و دبستان کجاست. آن‌ها *انتخاب کردند* که مدرسه را بزنند. این شلیک، یک اشتباه محاسباتی نبود؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای خاکستر کردنِ رویاهای کودکانی بود که تنها جرمشان، حضور در کلاس درس بود. این همان تحققِ بی‌نقصِ «عنصر روانی» (سوءنیتِ عامدانه) است که دیوان برای احراز جنایت جنگی می‌طلبد.

۳. بی‌اعتنایی جنون‌آمیز به جان کودکان؛ نقضِ فاحشِ اصل تناسب
حتی در خشن‌ترین و کورترین جنگ‌ها، جان کودکان باید بر هر دستاوردِ نظامیِ فرضی ارجحیت داشته باشد. هیچ منفعتِ راهبردی در جهان وجود ندارد که بهای آن، تکه‌تکه شدنِ پیکر دختران خردسال باشد.

مستند قانونی - بند ب ماده ۸ اساسنامه رم: در مصداق شماره ۴ از بند مذکور صراحتاً بیان شده است که «آغاز عمدی حمله با علم به اینکه چنین حمله‌ای باعث تلفات یا صدمات به افراد غیرنظامی یا تخریب اهداف غیرنظامی... می‌شود که در مقایسه با مجموع منافع نظامی مستقیم و قطعی پیش‌بینی‌شده، مسلماً زیاده از حد باشد»، مصداق جنایت جنگی است.

واقعیت میدانی: شلیک یک موشکِ فوق‌پیشرفته و نقطه‌زن در ساعت ۱۰:۴۵ صبح—یعنی دقیقاً در اوج ساعات حضور دانش‌آموزان در مدرسه—نشان از علمِ مطلقِ مهاجمان به وقوع یک قتل‌عامِ قطعی دارد.

نتیجه‌گیری: کدام «منفعت نظامی» می‌تواند با خون ده‌ها دختربچه‌ی بی‌گناه برابری کند و اصل تناسب را توجیه نماید؟ این حمله، تجسمِ جنونِ نظامی‌گری، فقدانِ شرفِ انسانی و دهن‌کجیِ آشکار به ماده ۸ اساسنامه رم است.

۴. زنجیره‌ی فرماندهی جنایت و مسئولیت کیفری؛ از انحصار تسلیحاتی تا اعترافاتِ تکان‌دهنده‌ی واشنگتن
هویت سلاحِ جنایت و مسببانِ آن، دیگر در هاله‌ای از ابهام نیست. شواهد غیرقابل‌انکار میدانی و اعترافاتِ صریحِ مقامات و نهادهای قانون‌گذار در ایالات متحده، زنجیره‌ی فرماندهی این کشتار را مستقیماً به کاخ سفید و مقر فرماندهی سنتکام متصل می‌کند.

مستند قانونی - مواد ۲۵ و ۲۸ اساسنامه رم: بر اساس اصل «مسئولیت کیفری فردی» و «مسئولیت فرماندهان»، اشخاصی که دستور جنایت را صادر کرده یا مانع از وقوع آن نشده‌اند، شخصاً در برابر دیوان پاسخگو خواهند بود.

مستندات، گزارش‌ها و اعترافاتِ مقامات آمریکایی: 
  • شواهد میدانی و انحصار سلاح: روزنامه نیویورک‌تایمز با بررسی بقایای موشکی کشف‌شده در مدرسه‌ی میناب، وجود قطعاتی با علامت «ساخت آمریکا» را تأیید کرد که دقیقاً با موشک کروز نقطه‌زن «تاماهاوک» مطابقت دارد؛ سلاحی که در انحصار ارتش ایالات متحده و سنتکام است.
  • ابطال دروغِ «اشتباه محاسباتی» و اثباتِ جنایتِ عمدی: در حالی که سنتکام در ابتدا سعی در تقلیل فاجعه به یک «اشتباه محاسباتی» داشت، خبرگزاری رویترز با استناد به تحلیل‌ها تأیید کرد که این مدرسه ابتدایی، نه یک بار، بلکه دو بار با فاصله ۴۰ دقیقه بمباران شده است. هیچ ارتشی یک مدرسه را به‌طور تصادفی دو بار بمباران نمی‌کند؛ این یک کشتار جمعیِ برنامه‌ریزی‌شده بوده که جان ۱۶۸ کودک و ۱۴ معلم را گرفته است.
  • دروغ‌پراکنی رئیس‌جمهور و انحلال نهادهای ناظر: سناتور دموکرات، کریس فان هولن، ضمن مسئول دانستن دونالد ترامپ و پیت هگست (وزیر جنگ) در شهادت این ۱۷۵ نفر، ادعای ترامپ مبنی بر دست داشتن ایران در این حمله را رد کرد و آن را «کاملاً دروغ» خواند. همزمان، سناتور الیزابت وارن فاش ساخت که پیت هگست پیشتر «دفتر مسئول پیشگیری از تلفات غیرنظامیان» را تعطیل و نابود کرده بود که نشان‌دهنده‌ی بسترسازیِ قبلی برای جنایت و بی‌مبالاتی نسبت به جان انسان‌هاست.
  • طغیان قانون‌گذاران و درخواست محاکمه بین‌المللی: ابعاد این فاجعه چنان گسترده بود که ۴۶ سناتور دموکرات طی نامه‌ای رسمی به وزیر دفاع، خواستار تحقیق فوری درباره این کشتار (عمدتاً دختران ۷ تا ۱۲ ساله) و بررسی نقش «ابزارهای هوش مصنوعی» در آن شدند. رشیده طلیب، نماینده کنگره آمریکا نیز با اشاره به اینکه دولت ترامپ پس از دروغگویی، سرانجام بمباران این مدرسه را تأیید کرده است، صراحتاً خواستار استیضاح ترامپ، اخراج هگست و پاسخگویی دولت آمریکا در دادگاه‌های بین‌المللی به خاطر «جنایات جنگی فجیع» شد.
نتیجه‌گیری: شلیکِ دوگانه‌ی موشکِ انحصاری تاماهاوک به یک هدف غیرنظامی، اعترافات مقامات و تلاش اولیه برای پنهان‌کاری، اثبات می‌کند که «دونالد ترامپ» (رئیس‌جمهور آمریکا)، «پیت هگست» (وزیر جنگ) و «فرمانده سنتکام»، آمران و مسببانِ بلامنازعِ این قتل‌عام هستند. آن‌ها باید بدون هیچ‌گونه مصونیتِ سیاسی، پشت میز محاکمه‌ی دیوان کیفری بین‌المللی قرار گیرند.

فراخوانی به وجدان‌های بیدار برای پایان دادن به عصر بی‌کیفری
امروز، خاکسترهای فروریخته در دبستان میناب، در مقابل تمام نهادهای مدعیِ حقوق بشر، دولت‌های عضو کنوانسیون‌های ژنو و دادگاه‌های بین‌المللی ایستاده‌اند و عدالت را با پیکرهای سوخته و سلاخی شده طلب می‌کنند. اگر جهان در برابر سوزاندنِ دخترکان معصوم در کلاس درس سکوت کند، نشان داده است که حقوق بین‌الملل چیزی جز یک تکه کاغذِ بی‌ارزش برای زینتِ مجامعِ دیپلماتیک نیست. 
در برابر این آزمونِ سهمگین، مسئولیت تاریخی ما چیست؟
۱. حقوقدانان و کانون‌های وکلای جهانی: رسالت دارند تا با استنادِ متقن به مصادیقِ مندرج در بند ب ماده ۸ اساسنامه رم، کیفرخواستی قطور، مستدل و غیرقابل‌انکار برای ارجاع به دیوان کیفری بین‌المللی تدوین نمایند.
۲. افکار عمومی و جامعه مدنی: باید حنجره‌یِ رسایِ این دخترکانِ بی‌صدا باشند. هر واژه، هر تصویر و هر دادخواهیِ مستمر، میخی است که بر تابوتِ مصونیتِ جانیان کوبیده می‌شود.
۳. دادستان دیوان کیفری بین‌المللی: بر اساس رسالت ذاتی خود در حراست از صلح و امنیت بشری و مقابله با مصونیتِ متجاوزان، اخلاقاً و قانوناً مکلف است تحقیقاتی فوری، مستقل و جامع را آغاز نماید. و نسبت به مسببان این جنایت هولناک اعلام جرم نماید و تحت تعقیب قرار دهد.

ختم کلام:
دخترکان میناب، امروز قربانیانِ خاموشِ این توحشِ مدرن‌اند، اما فردا باید نمادِ بیداریِ وجدانِ جهانیان باشند. دادگاهِ تاریخ، نه فقط عاملان و آمرانِ شلیک این موشک، بلکه تمامِ دولت‌ها، نهادها و انسان‌هایی که در برابر ریخته شدن خونِ این فرشتگانِ بی‌دفاع سکوت کردند را به صلابه‌ی قضاوت خواهد کشید. دیوان کیفری بین‌المللی اکنون بر سر یک دوراهیِ بزرگِ تاریخی ایستاده است: آیا شمشیر عدالت، تواناییِ محافظت از یک «دختربچه با روپوش مدرسه» را دارد، یا برای همیشه در برابر زرادخانه‌هایِ تسلیحاتی تسلیم خواهد شد؟

اجازه ندهیم قاتلانِ کودکی ها، بار دیگر با پوزخندی بر لب، از تیغِ برّانِ عدالت بگریزند.

با احترام،
DeepLaw War Intel
خواهان محاکمه در دیوان کیفری بین‌المللی(ICC)
4 حامی تایید شده

با درج تصویر(واقعی یا نمادین) و نام خود، خواهان رسیدگی به این پرونده و محاکمه متهمین باشید.

Ghanbar Taraz Ghanbar Taraz
سمیه توحیدی سمیه توحیدی
رویا رویا
یوسفی یوسفی
کد امنیتی
گزارش‌های مرتبط و تکمیلی
بدون واکنش

حقیقت نباید پنهان بماند!

آیا جزئیات بیشتری از این رویداد می‌دانید؟ اسناد، تصاویر یا مشاهدات شما می‌تواند قطعه‌ی گمشده‌ی این پرونده باشد. اطلاعات خود را (حتی به صورت ناشناس) ثبت کنید و به کشف حقیقت کمک کنید.

The Massacre of Students at the Shajareh Tayyebeh Girls’ School in Minab by the United States Military

In the Name of God
An Indictment for History; An Elegy for the Slaughtered Innocence in Minab and the Monumental Test of International Justice
Introduction: The Ominous Specter of Impunity and the Repetition of History
The world, following the devastating global wars and the bloody decade of the 1990s, made a pact with itself that humanity would never again witness the slaughterhouse of the innocent. It was intended that through the development of international legal mechanisms, war as an ominous phenomenon would be condemned and suppressed forever. However, history taught us with biting bitterness that whenever the sword of justice rusts in the sheath of expediency, criminals grow bolder.

Today, in the year 2026, the blood spilled on the ground in Minab is a continuation of the same blood shed by scythe and awl on the lush hills of Rwanda; it is the echo of the same wails of mothers who watched the mass graves of their loved ones in the United Nations safe zone in Srebrenica; and a repetition of the same scorched earths that swallowed the half-dead bodies of Myanmar’s children. The shameful inaction and failure of states to fulfill their collective responsibility in preserving human lives, alongside the perpetual immunity of past perpetrators, has sown the ominous seeds for the continuation of crimes in today’s world. The horrific tragedy of the massacre of girls at the “Shajareh Tayyebeh Primary School” in Minab is the most naked evidence of this claim, demonstrating that as long as immunity and “impunity” endure, pens must not cease writing bloody elegies over the corpse of justice. This text is not merely a petition, but an indictment to awaken the conscience of history and a cry for the blood price of the slaughtered innocence of the girls of Minab.

Act One: The Narrative of the Slaughter of Hope
As irrefutable evidence reveals; it is 10:43 AM on February 28, 2026. The sun shines kindly upon the courtyard of the “Shajareh Tayyebeh Girls’ Primary School” in Minab. The sound of children’s laughter, the hum of recess, and the turning of notebook pages are the only music flowing through this piece of earth. Little girls in school uniforms, with colorful backpacks and dreams as vast as the sky, were smiling at their bright tomorrows.

But merely two minutes later, at 10:45, the monster of war, with cold-bloodedness and ruthless precision, brought the roof of this safe haven crashing down upon the most innocent creatures on earth. This is not just a military attack; it is a direct shot at the beating heart of humanity, and the ruthless slaughter of “hope” at the altar of warmongering. When guided Tomahawk missiles of the United States military tear through the small chests of defenseless little girls, silence is no longer expediency; rather, it is a brazen complicity in the crime.

In the face of this profound human tragedy, tears and mourning are never enough. The sword of justice must be drawn from the scabbard of international law. The International Criminal Court (ICC) and the Rome Statute were penned precisely for such dark days, ensuring that no aggressor can hide behind the deceptive mask of “military error.”

Accordingly, drawing upon the clauses of the “Rome Statute,” a decisive, documented, and undeniable indictment against this horrific war crime is presented; an indictment expected to compel awakened consciences into action, and for public opinion, jurists, and international institutions to scream it upon the heads of its perpetrators.

Your Excellencies!

Honorable Judges of the International Criminal Court!

In the name of justice and before the conscience of humanity, the following points are submitted:

1. The Sacred Sanctity of the School; The Red Line of International Law and Unforgivable Desecration
A school is not a barracks; a classroom is not a bunker, and eight- or nine-year-old girls are not battlefield soldiers. International humanitarian law recognizes educational facilities as an absolutely safe and inviolable sanctuary.

Legal Foundation (Article 8(2)(b) of the Rome Statute): The international legislator states with utmost decisiveness in sub-paragraph (ix) that “Intentionally directing attacks against buildings dedicated to religion, education, art, science or charitable purposes… provided they are not military objectives” constitutes a full-fledged war crime.
Ground Reality: Satellite imagery and digital analyses clearly demonstrate that the Minab primary school has been separated from the military base for at least a decade, featuring a completely independent entrance and usage, with absolutely no dual or military function.
Conclusion: The blood spilled on the wooden desks of these classrooms is a seal of confirmation on the complete realization of the material element (actus reus) of this crime. Demolishing an “educational building” upon young students is a brutal crossing of the red line drawn by the Rome Statute to protect the lives of the future generation.
2. The Intentional Slaughter of Innocence; Decisive Refutation of the “Calculation Error” Lie
The most painful dimension of this tragedy is the establishment of the awareness and “intent” hidden behind this trigger. The attackers cannot hide behind the cold, soulless, and justifying term of “Collateral Damage.”

Legal Foundation - Article 8(2)(b) of the Rome Statute: The Court explicitly states in sub-paragraphs (i) and (ii): “Intentionally directing attacks against the civilian population as such or against individual civilians not taking direct part in hostilities” and “Intentionally directing attacks against civilian objects, that is, objects which are not military objectives,” warrant international punishment.
Ground Reality: Technical reports by Al Jazeera prove that the missiles, with demonic precision, targeted the military base and the school separately, while the “medical clinic” situated between these two points remained completely untouched.
Conclusion: This impact pattern proves that the attackers possessed the exact coordinate map of the area. They knew exactly where the barracks were and where the primary school was. They chose to strike the school. This launch was not a miscalculation; it was a conscious decision to turn to ash the dreams of children whose only crime was being present in a classroom. This is the flawless realization of the “mental element” (mens rea / malicious intent) required by the Court to establish a war crime.
3. Maniacal Disregard for the Lives of Children; Flagrant Violation of the Principle of Proportionality
Even in the fiercest and blindest of wars, the lives of children must take precedence over any hypothetical military gain. There is no strategic interest in the world whose price is the dismemberment of little girls.

Legal Foundation - Article 8(2)(b) of the Rome Statute: Sub-paragraph (iv) explicitly states that “Intentionally launching an attack in the knowledge that such attack will cause incidental loss of life or injury to civilians or damage to civilian objects… which would be clearly excessive in relation to the concrete and direct overall military advantage anticipated” constitutes a war crime.
Ground Reality: The firing of an ultra-advanced, precision-guided missile at 10:45 AM—meaning exactly at the peak hours of students’ presence in the school—indicates the absolute knowledge of the attackers regarding the occurrence of a certain massacre.
Conclusion: What “military advantage” can equate to the blood of dozens of innocent little girls and justify the principle of proportionality? This attack is the embodiment of militaristic madness, the absence of human honor, and a blatant mockery of Article 8 of the Rome Statute.
4. The Chain of Command of the Crime and Criminal Responsibility; From Weapons Monopoly to the Shocking Confessions of Washington
The identity of the murder weapon and its perpetrators is no longer shrouded in mystery. Undeniable field evidence and the explicit confessions of authorities and legislative bodies in the United States directly connect the chain of command of this massacre to the White House and CENTCOM headquarters.

Legal Foundation - Articles 25 and 28 of the Rome Statute: Based on the principles of “Individual criminal responsibility” and “Responsibility of commanders and other superiors,” individuals who ordered the crime or failed to prevent its occurrence shall be held personally accountable before the Court.
Evidence, Reports, and Confessions of American Officials:
Field Evidence and Weapon Monopoly: The New York Times, examining the missile remnants discovered at the Minab school, confirmed the presence of components marked “Made in USA,” which precisely match the “Tomahawk” precision-guided cruise missile; a weapon exclusively held by the United States military and CENTCOM.
Refutation of the “Miscalculation” Lie and Proof of Intentional Crime: While CENTCOM initially attempted to downplay the tragedy as a “miscalculation,” Reuters, citing analytical data, confirmed that this primary school was bombed not once, but twice, with a 40-minute interval. No army bombs a school twice by accident; this was a premeditated mass murder that claimed the lives of 168 children and 14 teachers.
The President’s Disinformation and the Dissolution of Oversight Bodies: Democratic Senator Chris Van Hollen, while holding Donald Trump and Pete Hegseth (Secretary of Defense) responsible for the martyrdom of these 175 individuals, rejected Trump’s claim regarding Iran’s involvement in the attack, calling it an “outright lie.” Simultaneously, Senator Elizabeth Warren revealed that Pete Hegseth had previously shut down and dismantled the “Office of Civilian Harm Mitigation,” indicating prior groundwork for the crime and a reckless disregard for human lives.
Rebellion of Legislators and the Call for International Trial: The scale of this tragedy was so vast that 46 Democratic senators, in an official letter to the Secretary of Defense, demanded an immediate investigation into this massacre (primarily of girls aged 7 to 12) and an examination of the role of “Artificial Intelligence tools” in it. Congresswoman Rashida Tlaib, noting that the Trump administration, after lying, finally confirmed the bombing of the school, explicitly called for Trump’s impeachment, Hegseth’s dismissal, and the accountability of the US government in international courts for “heinous war crimes.”
Conclusion: The dual firing of the exclusive Tomahawk missile at a civilian target, the confessions of officials, and the initial attempt at a cover-up prove that “Donald Trump” (President of the United States), “Pete Hegseth” (Secretary of Defense), and the “Commander of CENTCOM” are the undisputed instigators and perpetrators of this massacre. They must be placed behind the docket of the International Criminal Court without any political immunity.
A Call to Awakened Consciences to End the Era of Impunity
Today, the collapsed ashes at the Minab primary school stand before all institutions claiming human rights, the member states of the Geneva Conventions, and international courts, demanding justice with burned and slaughtered bodies. If the world remains silent in the face of the burning of innocent girls in a classroom, it has proven that international law is nothing but a worthless piece of paper meant to decorate diplomatic assemblies.

In the face of this formidable test, what is our historical responsibility?

Jurists and Global Bar Associations: They have a mission to draft a voluminous, reasoned, and undeniable indictment for referral to the International Criminal Court, firmly citing the examples stipulated in Article 8(2)(b) of the Rome Statute.
Public Opinion and Civil Society: They must be the loud voice of these voiceless little girls. Every word, every image, and every continuous plea for justice is a nail driven into the coffin of the criminals’ immunity.
The Prosecutor of the International Criminal Court: Based on their inherent mission to safeguard human peace and security and combat the impunity of aggressors, they are morally and legally obligated to initiate an immediate, independent, and comprehensive investigation, and to indict and prosecute the perpetrators of this horrific crime.
Conclusion:
The little girls of Minab are today the silent victims of this modern savagery, but tomorrow they must be the symbol of the awakening of the global conscience. The court of history will drag not only the perpetrators and commanders who fired this missile to the pillory of judgment, but also all the governments, institutions, and individuals who remained silent in the face of the spilled blood of these defenseless angels. The International Criminal Court now stands at a great historical crossroads: does the sword of justice have the power to protect a “little girl in a school uniform,” or will it surrender forever to military arsenals?

Let us not allow the murderers of childhoods to once again escape the sharp blade of justice with a smirk on their lips.

Respectfully,

DeepLaw War Intel

با دقت بیشتر نگاه کنیم

هرچی بیشتر دقت میکنم هیچ شباهتی به مرکز نظامی پیدا نمی‌کنم

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما پس از بررسی و تایید توسط مدیریت نمایش داده خواهد شد.
Deeplaw 2026-03-12 15:26:30
بسیار غم انگیز و وحشتناک!