DeepLaw War Intel

ثبت گزارش نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و جنایات جنگی.
صدای حقیقت باشید؛ مستندسازی امروز، ضامن عدالت و صلح فرداست.

ورود به سامانه

تحول الگو‌های تروریسم در ایران؛ از خشونت سیاسی و تروریسم سازمان‌یافته تا تهدید‌های شبکه‌ای و فراملی

خلاصه هوشمند DeepLaw
نشست «تحول الگو‌های تروریسم در ایران؛ از خشونت سیاسی و تروریسم سازمان‌یافته تا تهدید‌های شبکه‌ای و فراملی» برگزار شد.

به مناسبت روز ملی مبارزه با تروریسم، همایش علمی «تحول الگو‌های تروریسم در ایران؛ از خشونت سیاسی و تروریسم سازمان‌یافته تا تهدید‌های شبکه‌ای و فراملی» با حضور اساتید و پژوهشگران حوزه مطالعات امنیتی برگزار شد؛ این نشست که با هدف کالبدشکافی دقیق ۵ موج دگردیسی تروریسم در ایران طراحی شده بود، به همت انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد و با مشارکت انجمن علمی مطالعات آمریکای شمالی دانشگاه امام حسین (ع)، انجمن علمی معارف و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)، انجمن علمی علوم سیاسی شاهد و دانشگاه یزد ترتیب یافت تا بستری برای تبیین سیر تحولات امنیتی کشور فراهم آید.

در این همایش، ضمن بازخوانی پیوند میان حوادث تاریخی و دکترین‌های امنیتی، روند گذار از خشونت‌های کور شهری به سمت ترور‌های هدفمند نخبگان و در نهایت ظهور تروریسم ترکیبی مورد بحث قرار گرفت.

رحیمی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع)، در نخستین بخش از این همایش به تشریح زمینه‌های تاریخی و سیاسی شکل‌گیری موج اول تروریسم پرداخته و اظهار کرد: نظام نوپای برآمده از انقلاب اسلامی در فاصله سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با یک دوگانه سرنوشت‌ساز رو‌به‌رو بود؛ از یک سو ضرورت بازسازی، استقرار و تثبیت نهاد‌های حکومتی، اجرایی و امنیتی و از سوی دیگر مواجهه با خشونت حاد سیاسی؛ به گفته وی، کانون اصلی خشونت در این دوره بر ترور‌های هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده شخصیت‌های کلیدی و برجسته سیاسی، مذهبی و نظامی متمرکز شده بود تا با ایجاد خلاء مدیریتی، روند بازسازی نهاد‌ها و ساختارسازی نظم جدید را با بن‌بست و اختلال جدی مواجه سازد.

این استاد دانشگاه با واکاوی نقش رقابت‌های ایدئولوژیک، ورود گروه‌های مسلح ناهمگون به منازعات مرکز-پیرامون و بهره‌برداری گروه‌های سهم‌خواه از فضای گشایش سیاسی تصریح کرد: الگوی تروریسم در این برهه، پیوندی مستقیم و جدایی‌ناپذیر با بحران تثبیت نظم سیاسی جدید و سلب مشروعیت اجرایی از دولت نوپا داشت؛ گروه‌های مسلح در این دوره کوشیدند تا با ترور شخصیت‌های تراز اول و چهره‌های کلیدی انقلاب، مانع از شکل‌گیری یک حاکمیت متمرکز شوند؛ با این حال، با هوشمندی نهاد‌های نوپا و ایجاد هماهنگی میان مولفه‌های حاکمیت، توان بازتولید خشونت سیاسی به‌تدریج از این گروه‌ها سلب شد.

حسین آجورلو، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه عسکری، در ادامه نشست به تحلیل گذر خشونت سیاسی از عملیات‌های پراکنده به الگوی سازمان‌یافته در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ پرداخت و گفت: در موج دوم، تروریسم دچار یک دگردیسی ساختاری شد و از ترور‌های فردی به سمت بمب‌گذاری‌های گسترده شهری، حمله‌های هماهنگ شبه‌نظامی و ایجاد وحشت عمومی حرکت کرد.

وی پیوند فعالیت‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، با ارتش متجاوز عراق در دوران جنگ تحمیلی را مهم‌ترین مشخصه این عصر برشمرد؛ اتحادی که تروریسم داخلی را به یک جبهه هم‌پیمان با ارتش متجاوز عراق در میدان جنگ تبدیل کرد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه با تبیین فرایند نظامی‌شدن و بین‌المللی‌شدن تهدیدها، تصریح کرد: پس از عزل بنی‌صدر و ورود رسمی جریان‌های مسلح به فاز نبرد مسلحانه با حاکمیت، استراتژی ناامن‌سازی شهر‌ها از طریق بمب‌گذاری در اماکن عمومی و ترور شهروندان عادی (ترور‌های کور) کلید خورد، اما نقطه‌عطف مواجهه با این موج، تشکیل نهاد‌های امنیتی منسجم و متمرکز نظیر وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۲ و بهره‌گیری از ظرفیت شبکه‌های اطلاعاتی بود؛ ضربات مداوم به ساختار خانه‌های تیمی و بازداشت لیدر‌های عملیاتی، تروریسم شهری را در داخل به بن‌بست کامل کشاند؛ امری که به فرار ساختاری سازمان‌های تروریستی به پشت مرز‌ها انجامید و امنیت داخلی را تثبیت کرد.

حسن عبدالملکی، عضو هیئت علمی دانشگاه، با تبیین سیر تحولات تروریسم در دوران پس از جنگ تحمیلی میان سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۹ اظهار کرد: در موج سوم، با پایان جنگ و تقویت چشمگیر ظرفیت‌های اطلاعاتی و ارتقای معماری امنیتی کشور، شدت و امکان مانور تروریسم شهری کاهش یافت؛ با این حال، دشمنان الگوی تهدید را تغییر دادند؛ کانون تهدید از مرکز کشور دچار پراکندگی شد و به سمت مناطق مرزی شرقی و غربی و همچنین فاز‌های تخصصی‌محور و اطلاعاتی شیفت پیدا کرد.

این استاد دانشگاه با تشریح فاز جدید حذف نخبگان هسته‌ای و ضربه به ظرفیت‌های راهبردی کشور تاکید کرد: در این دوره، هدف استراتژیک دشمن از ایجاد وحشت عمومی شهری به «مهار اراده پیشرفت علمی و توان بازدارندگی فناورانه کشور» تغییر یافت؛ در همین دوره، کانون تهدید از شهر‌ها به مناطق مرزی منتقل شد و ترور نخبگان علمی و هسته‌ای با استفاده از شیوه‌ها و ابزار‌های تخصصی در دستور کار قرار گرفت.

علیرضا مجیدی، کارشناس و پژوهشگر مسائل جهان عرب، به ارزیابی چالش‌های امنیتی ناشی از تحولات منطقه‌ای در سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶ پرداخت و گفت: گسترش جریان‌های سلفی-جهادی و تکفیری در پیرامون ایران، چهارمین موج تروریسم را شکل داد؛ موجی که ریشه در اشغال عراق، بحران‌های افغانستان و پاکستان و تحولات موسوم به بهار عربی داشت.

به گفته وی، در این برهه الگوی تهدید دگرگون شد و گروه‌های کوچک و سازمان‌های سنتی جای خود را به شبکه‌های فرامرزی تکفیری دادند؛ شبکه‌هایی که عملیات انتحاری و حملات گسترده به تجمعات و اماکن مذهبی را در صدر ابزار‌های خود قرار دادند.

این کارشناس مسائل جهان عرب با تحلیل پیوند میان خلاء‌های ساختاری ناشی از خروج نیرو‌های آمریکایی از عراق و رشد جریان‌های تکفیری، تصریح کرد که تروریسم در این دوره به یک «ابزار ژئوپلیتیکی» برای مهار محور مقاومت تبدیل شد.

وی با اشاره به نقطه بحرانیِ نفوذ داعش در منطقه راهبردی «سعدیه» در استان دیاله و رسیدن این گروه به شعاع ۱۳ کیلومتری مرز‌های غربی ایران، تأکید کرد که این پیشروی، نقض آشکار خطوط قرمز امنیتی کشور بود. مجیدی در نهایت، راهبرد جمهوری اسلامی ایران را نه یک رویکرد دفاعیِ انفعالی در داخل، بلکه پیاده‌سازی «دکترین خطوط حائل امنیتی» در عمق خاک عراق دانست؛ الگویی که با انتقال میدان نبرد به خارج از مرزها، مانع از سرایت ناامنی و تثبیت تروریسم در خاک ایران شد.

محمدحسین قربانی زواره، کارشناس ارشد حوزه جنگ‌های ترکیبی و شناختی، در بخش پایانی نشست به تشریح پیچیده‌ترین و جدیدترین الگو از تهدیدات امنیتی پرداخت و اظهار کرد: موج پنجم تروریسم از سال ۱۳۹۶ تاکنون بر پایه ساختار شبکه‌ای، سلول‌های غیرمتمرکز عملیاتی، هسته‌های تک‌نفره و جذب نیرو‌های فراملی شکل گرفته است که در آن، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش پیش‌ران و شتاب‌دهنده را ایفا می‌کنند.

این کارشناس با اشاره به حوادثی که فضا‌های عمومی، مذهبی و نماد‌های شهری را هدف قرار دادند، تاکید کرد: تروریسم معاصر پدیده‌ای کاملا ترکیبی (هیبریدی) است؛ تروریست‌ها در این عصر با بهره‌گیری از پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده، ابزار‌های مالی هوشمند نظیر رمزارز‌ها برای تامین مالی بی‌نام‌ونشان، و پلتفرم‌های فضای مجازی برای پایش و هدایت سناریوها، دست به عملیات می‌زنند؛ هدف اصلی در این موج، صرفا آسیب فیزیکی نیست، بلکه پیوند زدن حمله‌ها به ابزار‌های «جنگ شناختی» برای ایجاد شوک روانی شدید، آزردگی افکار عمومی و بازتولید اثر اجتماعی در عمق جامعه است؛ امری که ارتقای مستمر پدافند شناختی و پایش هوشمند فناوری‌محور را می‌طلبد.

جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده در این همایش علمی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران طی حدود ۵ دهه گذشته، پیچیده‌ترین الگو‌های مواجهه با تروریسم را تجربه کرده است؛ سیر تحول ۵ موج تروریسم گواهی می‌دهد که اگرچه ابزارها، جغرافیا و ایدئولوژی تروریست‌ها از «خانه تیمی و ترور خیابانی» به «عملیات تکفیری و جنگ شناختی رمزپایه» دگردیسی یافته است، اما منظومه امنیتی و اطلاعاتی کشور نیز متناسب با هر عصر، از مدل‌های واکنشی اولیه به سمت دکترین‌های پیشرفته، بازدارندگی پیش‌دستانه، اشراف شبکه‌ای و دفاع هوشمند در عمق تغییر پارادایم داده و توانسته است استقرار و امنیت ملی را تضمین کند.

منبع: خبرگزاری میزان
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی