DeepLaw War Intel

ثبت گزارش نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و جنایات جنگی.
صدای حقیقت باشید؛ مستندسازی امروز، ضامن عدالت و صلح فرداست.

ورود به سامانه

استعمارزدایی از نقشه جهان؛ پایان اروپامحوری و گامی برای بازنمایی عادلانه قاره‌ها

خلاصه هوشمند DeepLaw
در روز‌های اخیر، موضوع تغییر نقشه جهان به یکی از محور‌های اصلی بحث‌های بین‌المللی تبدیل شده است؛ در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۳ شهریور ۱۴۰۵)، مجمع عمومی سازمان ملل با رأی ۱۶۴ کشور به نفع، یک رأی مخالف یعنی آمریکا و ۶ رأی ممتنع، قطعنامه‌ای را با عنوان «اصلاح نقشه» (Correct the Map) تصویب کرد.

در روز‌های اخیر، موضوع تغییر نقشه جهان به یکی از محور‌های اصلی بحث‌های بین‌المللی تبدیل شده است؛ در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۳ شهریور ۱۴۰۵)، مجمع عمومی سازمان ملل با رأی ۱۶۴ کشور به نفع، یک رأی مخالف یعنی آمریکا و ۶ رأی ممتنع، قطعنامه‌ای را با عنوان «اصلاح نقشه» (Correct the Map) تصویب کرد.

این قطعنامه که به ابتکار توگو و با حمایت اتحادیه آفریقا ارائه شد، خواستار جایگزینی نقشه سنتی مرکاتور با نقشه‌ای دقیق‌تر براساس سامانه تصویر زمین برابر Equal Earth است که اندازه واقعی قاره‌ها، به‌ویژه آفریقا، را بهتر منعکس می‌کند.

اگرچه این رأی غیرالزام‌آور است، اما نهاد‌های بین‌المللی، موسسه‌ها و شرکت‌های فناوری را به استفاده از نقشه‌های با مساحت برابر تشویق می‌کند.

این تحول ریشه در انتقاد‌های دیرینه به نقشه مرکاتور دارد؛ نقشه‌ای که از قرن شانزدهم میلادی رایج شده و به دلیل تاثیر‌های دوران استعمار و کاوش‌های اروپایی، تصویر نادرستی از اندازه واقعی سرزمین‌ها ارائه می‌دهد.

پروژکسیون مرکاتور Mercator Projection (سیستم تصویر استوانه‌ای و زاویه‌نواخت conform در نقشه‌کشی) در سال ۱۵۶۹ توسط ژراردوس مرکاتور، نقشه‌نگار نامدار فلاندری، ابداع شد؛ هدف اصلی آن کمک به دریانوردان اروپایی در عصر کاوش‌های بزرگ بود.

در این پروژکسیون استوانه‌ای، خطوط طول جغرافیایی به‌صورت خطوط موازی راست و خطوط عرض جغرافیایی نیز به‌صورت خطوط افقی رسم می‌شوند، به گونه‌ای که زاویه‌ها حفظ شوند؛ این ویژگی امکان ترسیم مسیر‌های با جهت ثابت قطب‌نما (rhumb lines) را به‌صورت خطوط مستقیم فراهم می‌کرد و برای ناوبری دریایی بسیار مفید بود.

مرکاتور در دورانی می‌زیست که قدرت‌های اروپایی در حال گسترش نفوذ خود از طریق اکتشافات دریایی و تجارت بودند؛ بنابراین نقشه‌های وی در خدمت نیاز‌های عملی کاوشگران و بازرگانان اروپایی قرار گرفت.

با گسترش امپریالیسم اروپایی در قرن‌های بعد، این پروژکسیون به استاندارد رایج نقشه‌های جهان تبدیل شد و در اطلس‌ها، مدرسه‌ها و حتی نقشه‌های دیجیتال امروزی مانند گوگل مپس به کار رفت، اما این موفقیت عملی، هزینه سنگینی در زمینه دقت اندازه‌ها داشت.

تبدیل سطح کروی زمین به صفحه تخت همیشه با تحریف همراه است؛ پروژکسیون مرکاتور اندازه مناطق نزدیک به قطب‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کند و مناطق استوایی را کوچک‌تر نشان می‌دهد؛ نتیجه این است که گرینلند تقریبا به اندازه آفریقا به نظر می‌رسد، در حالی که آفریقا در واقعیت حدود ۱۴ برابر بزرگ‌تر است؛ مساحت آفریقا حدود ۳۰٫۳ میلیون کیلومتر مربع در برابر حدود ۲٫۲ میلیون کیلومتر مربع گرینلند.

اروپا بزرگ‌تر از آمریکای جنوبی به نظر می‌رسد، در حالی که آمریکای جنوبی تقریبا ۲ برابر بزرگ‌تر است؛ آلاسکا شبیه برزیل به نظر می‌رسد، در حالی که برزیل حدود ۵ برابر بزرگ‌تر است.

این تحریف‌ها تصادفی نیستند؛ نقشه مرکاتور برای ناوبری طراحی شده بود، نه برای نمایش دقیق مساحت؛ با وجود این، استفاده گسترده از آن به‌عنوان نقشه «همه‌منظوره» جهان، تصویری ذهنی ایجاد کرد که در آن کشور‌های نیم‌کره شمالی شامل اروپا و آمریکای شمالی برجسته‌تر و قدرتمندتر به نظر می‌رسند و مناطق جنوب جهانی، به‌ویژه آفریقا و آمریکای لاتین، کوچک‌تر و کم‌اهمیت‌تر جلوه می‌کنند.

منابع معتبر تاکید می‌کنند که نقشه‌ها ابزار خنثی نیستند، آن‌ها بازنمایی قدرت هستند؛ پروژکسیون مرکاتور در عصر اکتشافات استعماری اروپایی شکل گرفت و در خدمت گسترش امپراتوری‌های اروپایی قرار داشت.

نقشه‌نگاران اروپایی اغلب آفریقا را به‌عنوان فضایی خالی یا پر از منابع برای استثمار به تصویر می‌کشیدند و دانش جغرافیایی بومیان را نادیده می‌گرفتند؛ کنفرانس برلین ۱۸۸۴-۱۸۸۵، جایی که قدرت‌های اروپایی بدون حضور نمایندگان آفریقایی، قاره را تقسیم کردند، نمونه‌ای کلاسیک از استفاده از نقشه‌ها به‌عنوان ابزار قدرت استعماری است.

منتقدان استدلال می‌کنند که بزرگ‌نمایی بصری اروپا و آمریکای شمالی و کوچک‌نمایی آفریقا، احساس برتری اروپایی را تقویت و به توجیه استعمار کمک کرد؛ آرنو پیترز، نقشه‌نگار آلمانی، در دهه ۱۹۷۰ پروژکسیون گال-پیترز را به‌عنوان جایگزینی برابر-مساحت معرفی کرد و مرکاتور را ابزاری امپریالیستی خواند که به ملل سفیدپوست حس برتری می‌داد.

نقشه‌ها در دوران استعمار نه تنها مرز‌ها را ترسیم می‌کردند، بلکه هویت‌ها را نیز شکل می‌دادند؛ مرز‌های مصنوعی کشیده‌شده توسط استعمارگران در آفریقا و خاورمیانه، که اغلب با خطوط مستقیم روی نقشه‌ها مشخص می‌شدند، هنوز هم منشأ درگیری‌ها هستند.

در این زمینه، نقشه مرکاتور بخشی از روایت گسترده‌تری بود که جهان را از منظر اروپامحور بازنمایی می‌کرد: اروپا در مرکز، و جنوب جهانی در حاشیه.

در سال‌های اخیر، کارزار #CorrectTheMap که توسط گروه‌هایی مانند Africa No Filter و Speak Up Africa راه‌اندازی شد، خواستار کنار گذاشتن مرکاتور شد؛ این کارزار با حمایت اتحادیه آفریقا در سال ۲۰۲۵ قوت گرفت.

پروژکسیون زمین برابر که در سال ۲۰۱۸ توسط بویان شاوریچ، برنهارد جنی و تام پترسون توسعه یافت، یک پروژکسیون شبه‌استوانه‌ای با مساحت برابر است که اندازه نسبی قاره‌ها را حفظ می‌کند و در عین حال شکل آن‌ها را تا حد ممکن طبیعی نگه می‌دارد؛ این پروژکسیون از رابینسون الهام گرفته، اما دقت مساحت را بهبود بخشیده است.

در نقشه زمین برابر، آفریقا به اندازه واقعی خود ظاهر می‌شود، گرینلند کوچک‌تر شده و اروپا و آمریکای شمالی به مقیاس واقعی‌تری می‌رسند؛ طرفداران آن می‌گویند این تغییر نه‌تنها دقت جغرافیایی را افزایش می‌دهد، بلکه به بازپس‌گیری جایگاه آفریقا در تصور جهانی کمک می‌کند.

آن‌ها استدلال می‌کنند که کوچک‌نمایی بصری آفریقا، نیاز‌های توسعه‌ای و پتانسیل این قاره را کم‌اهمیت جلوه داده است.

رأی سازمان ملل بازتاب‌دهنده تلاش گسترده‌تر برای استعمارزدایی از نقشه است؛ منتقدان مرکاتور آن را بخشی از طولانی‌ترین کارزار اطلاعات نادرست جهان می‌دانند که برای بیش از ۴۵۰ سال تصویر ذهن ما از جهان را شکل داده است؛ تغییر نقشه می‌تواند بر آموزش، رسانه‌ها و حتی تصمیم‌گیری‌های سیاسی تاثیر بگذارد؛ برای مثال، برخی اشاره کرده‌اند که بزرگ‌نمایی گرینلند در نقشه مرکاتور ممکن است بر ادراکات ژئوپلیتیکی تاثیر گذاشته باشد.

البته چالش‌هایی وجود دارد؛ هیچ پروژکسیون کاملی وجود ندارد؛ زمین برابر زاویه‌ها و فاصله‌ها را تحریف می‌کند و برای ناوبری مناسب نیست؛ همچنین، تغییر تصورات ذهنی که از کودکی شکل گرفته‌اند، زمان‌بر است.

آمریکا با این قطعنامه مخالفت کرد، در حالی که کشور‌هایی مانند فرانسه اعلام کردند مرکاتور را کنار خواهند گذاشت.

نقشه سنتی جهان که بر پایه پروژکسیون مرکاتور استوار است، به دلیل ریشه‌هایش در عصر اکتشافات و استعمار اروپایی و تحریف‌های نظام‌مند اندازه سرزمین‌ها، بازتاب دقیقی از واقعیت جغرافیایی نیست.

نقشه، با بزرگ‌نمایی شمال جهانی و کوچک‌نمایی جنوب، به تقویت دیدگاه‌های اروپامحور و قدرت‌های استعماری کمک کرد؛ حرکت اخیر سازمان ملل به سوی نقشه‌هایی مانند زمین برابر، گامی مهم در جهت اصلاح این تحریف تاریخی و ارائه تصویری عادلانه‌تر از جهان است.

با وجود این، تغییر نقشه تنها بخشی از فرآیند گسترده‌تر بازنگری در روایت‌های قدرت و بازنمایی است؛ درک اینکه نقشه‌ها ابزار سیاسی‌اند، کمک می‌کند جهان نه از منظر یک قدرت مسلط، بلکه با دقت و عدالت بیشتری دیده شود.

منبع: خبرگزاری میزان
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی