DeepLaw War Intel

ثبت گزارش نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و جنایات جنگی.
صدای حقیقت باشید؛ مستندسازی امروز، ضامن عدالت و صلح فرداست.

ورود به سامانه

سونامی نسل‌کشی مدرن در غزه؛ تبدیل وحشت به بخشی از زندگی روزمره توسط رژیم صهیونیستی

خلاصه هوشمند DeepLaw
صدای پهپادها، جست‌وجوی آب و کفش‌های فرسوده، آنچه را که آمار تلفات نمی‌تواند در مورد کشتار مداوم رژیم صهیونیستی بیان کند، آشکار می‌کند.

زندگی تحت نسل‌کشی، آیین‌های روزانه آشنای خود را دارد؛ یک چشم تیزبین، وحشت‌های نهفته در صحنه‌هایی را که به ترتیب در صفحه نمایش‌ها آشکار می‌شوند، تشخیص می‌دهد؛ در جای دیگر، خود صحنه در زیر آوار ناپدید می‌شود و پیکر هزاران فلسطینی را که نفسشان در زیر آوار قطع شده است، در خود جای می‌دهد، در حالی که خانواده‌هایشان قادر به بازیابی آن‌ها نیستند.

به گزارش میدل‌ایست آی، وحشیگری مدرن در نوار غزه، حضور وحشتناک خود را از طریق قساوت پس از قساوت، در معرض دید کامل تمام جهان، احساس کرده است؛ این وحشت‌ها نه ناشی از یک فاجعه طبیعی، بلکه ناشی از سونامی نسل‌کشی مدرن است که توسط رژیم صهیونیستی با استفاده از سلاح‌ها، مهمات و فناوری‌های آمریکایی و غربی انجام شده است.

نسل‌کشی، ویژگی‌های تعیین‌کننده زندگی روزمره را با تمام جزئیاتش در بر گرفته و رد غم‌انگیز خود را بر مردم در هر حوزه‌ای گذاشته است.

کودکان غزه زندگی روزمره را بدون صدای تهدیدآمیزی که روز و شب و بدون وقفه آن‌ها را همراهی می‌کند، نمی‌شناسند؛ این تقریبا از همان لحظه‌ای که برای نخستین بار چشم به جهان گشودند، وجود داشته است.

صدایی که روز و شب غزه را همراهی می‌کند، صدای وزوز پهپاد‌های نظامی رژیم صهیونیستی است که به‌صورت دسته‌ای در بالای سرشان می‌چرخند و خستگی‌ناپذیر هر بخش از نوار غزه را شبانه‌روز زیر نظر دارند؛ این پهپاد‌ها نام محلی خود را از اثر صوتی آزاردهنده‌شان گرفته‌اند.

کودکان خردسالی که در این نوار باریک مشرف به کناره دریای مدیترانه محاصره شده‌اند، ممکن است تصور جهانی عاری از سروصدا را دشوار بیابند، صدایی که در آن‌ها حس تهدید مداوم، بمبارانی را که ممکن است هر لحظه فرا برسد، ریشه‌کن می‌کند.

به این ترتیب، اشغالگران کنترل فضای صوتی را به دست می‌گیرند و به ساکنان آن پیام می‌دهند: آن‌ها بی‌وقفه تحت نظر هستند و پرتابه بعدی ممکن است به یکی از آن‌ها در اینجا یا آنجا برخورد کند و آن شخص و همه افراد نزدیک را بکشد یا زخمی کند.

این پرواز رعدآسا ترکیبی از تسلط شنیداری، وحشت صوتی و ارعاب روانی است.

هر فلسطینی در غزه تجربه شخصی از تراژدی‌های مرتبط با این پهپاد‌های نظامی در اشکال مختلف آن‌ها، از طریق مشاهده مستقیم بمباران‌هایی که جان اقوام، همسایگان و عزیزان را گرفته و اجسادشان تکه‌تکه‌شده در حالی که خاطراتشان باقی مانده است، دارد.

حمله‌های هوایی قبل از عصر مدرن ناشناخته بودند؛ آن‌ها در طول جنگ جهانی اول شروع به توسعه کردند و به یک عمل پیشگیرانه منجر شدند: آژیر‌های هشدار به صدا درآمدند تا مردم بتوانند پناه بگیرند و در پناهگاه‌هایی که برای این منظور آماده شده بودند، پناه بگیرند.

کارزار نسل‌کشی که از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) مردم فلسطین در غزه را هدف قرار داده است، از پیشرفته‌ترین ابزار‌های جنگی زمان خود، ازجمله اسکادران‌های هواپیما‌های جنگی ساخت آمریکا و پهپاد‌هایی که کار بمباران هوایی را به اشتراک می‌گذارند، استفاده کرده است؛ با وجود این، حتی یک آژیر هشدار در غزه به صدا در نیامده است.

این نتیجه سهل‌انگاری یا نقص فنی نیست؛ ایده آژیر‌های هشدار پوچ شده است، زیرا بمباران بدون وقفه ادامه داشته و هرگونه هشداری را به یک شوخی بی‌رحمانه تبدیل کرده است.

مهم‌تر از همه، هیچ پناهگاهی برای فرار ساکنان وجود ندارد، هیچ امکانی برای محافظت از وحشت انفجاری که از آسمان می‌بارد، وجود ندارد.

جمع شدن غیرنظامیان در یک پناهگاه زیرزمینی، خود خطر بزرگی برای جان آن‌ها ایجاد می‌کند؛ مهمات سنگین به اعماق سطح نفوذ می‌کنند و دهانه‌های وسیعی را به جا می‌گذارند، همانطور که در قلب محله‌های مسکونی، در اردوگاه‌های پناهندگان، اطراف بیمارستان‌ها و نزدیک عبادتگاه‌ها دیده شده است.

ابزار‌های ابتدایی موجود نمی‌توانند کسانی را که در زیر آوار گرفتار شده‌اند، نجات دهند؛ حتی مدرسه‌های سازمان ملل که خانواده‌های آواره در آن پناه گرفته بودند، به تله برای کشتار‌های دسته جمعی مکرر تبدیل شدند.

همین امر در مورد عبادتگاه‌های مسلمانان و مسیحیان نیز صادق بود که ویران شدند؛ حتی صومعه‌های تاریخی نیز در امان نماندند.

بیمارستان‌ها به ویرانه تبدیل شدند، خدمه آمبولانس قتل‌عام شدند، به تأسیسات صلیب سرخ نیز رحم نشد و ۷ نفر از امدادگران آشپزخانه مرکزی جهانی در اول آوریل ۲۰۲۴ (۱۳ فروردین ۱۴۰۳) در دیر البلح مورد حمله قرار گرفتند و شهید شدند.

زندگی روزمره در غزه به معنای تحمل بدون شیر آب و بدون هیچ فرصت تضمین‌شده و امنی برای رفع تشنگی است.

در ابتدا، ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی شبکه‌های آب غزه را نابود کرد؛ در ۹ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۷ مهر ۱۴۰۲)، یوآو گالانت، وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی محاصره کامل این نوار را اعلام کرد؛ در نتیجه آب‌رسانی به بیش از ۲ میلیون نفر قطع شد.

با تخریب بیشتر خانه‌ها و ویران شدن زیرساخت‌های غیرنظامی، شیر آب خانگی معمولی تقریبا ناپدید شده است؛ تنها چند نقطه آب‌رسانی باقی مانده است که ساکنان برای پر کردن ظروف با وسایل ابتدایی در آنجا جمع می‌شوند؛ آنچه زمانی چند ثانیه طول می‌کشید تا با شیر آب به مقصد برسید، به سفری طولانی و روزانه تبدیل شده است، سفری که هیچ تضمینی برای بازگشت امن آن وجود ندارد.

حمله‌های رژیم صهیونیستی بار‌ها مردان و زنان فلسطینی در هر سنی، ازجمله کودکان را در طول پیاده روی دشوارشان برای یافتن آب هدف قرار داده است.

خانواده‌های فلسطینی مجبور بوده‌اند این وظایف روزانه را بین اعضای خود تقسیم کنند: یک نفر باید هر چه آب پیدا می‌شود بیاورد؛ دیگران ظرف‌های خالی را حمل می‌کنند به امید اینکه آن‌ها را با غذای کمیابی که بسیار کمتر از نیاز‌های غذایی کودکان و بزرگسالان است پر کنند؛ و برخی دیگر سختی جست‌وجوی آرد و دیگر مایحتاج زندگی را تحمل می‌کنند.

آن‌ها ممکن است چیزی پیدا نکنند؛ ممکن است با زخمی از گلوله‌های صهیونیستی یا با بدن‌هایی تکه‌تکه‌شده توسط پرتابه‌های ارتش که خود را «اخلاقی‌ترین ارتش جهان» می‌نامد، برگردند.

وقتی به دست آوردن آب مستلزم چنین تلاش تهدیدآمیز و دشواری است، تلاش برای برآورده کردن نیاز‌های عادی انسانی باید در شرایط تحقیرآمیز انجام شود.

زنان فلسطینی در غزه به خاطر تسلطشان بر هنر بقا در این شرایط طاقت‌فرسا، شایسته تقدیر هستند؛ آن‌ها مجبور بوده‌اند در انتقال خانواده‌هایشان از ویرانه‌های خانه‌های ویران‌شده به فضای باز کنار جاده یا روی شن‌های ساحل، پیشگام باشند؛ آن‌ها به برپایی چادر‌هایی از هر ماده‌ای که در دسترس است، به شکلی از بازیافت اجباری، کمک می‌کنند.

در این شیوه زندگی طاقت‌فرسا، هر آنچه عصر ما در مورد مسائل بهداشتی و مراقبتی زنان می‌گوید، باید فراموش شود؛ زنان و دختران باید با واقعیتی سازگار شوند که در آن حتی ملزومات اولیه مانند لوازم بهداشتی و توالت‌های معمولی در دسترس نیستند؛ علاوه بر این، زنان در هر سنی در شرایطی که حریم خصوصی به حداقل مطلق رسیده است، بار عظیمی را متحمل می‌شوند.

آشپزخانه‌ای که خانواده‌های عادی آن را می‌شناسند، کاملا از بین رفته است؛ هر غذایی که در دسترس باشد باید روی اجاقی از جنس گل یا سنگ پخته شود که مادران مجبورند با سوزاندن مواد مضر برای سلامتی و محیط زیست، آن را گرم کنند.

این روش ممکن است خود آتش‌هایی را شعله‌ور کند که چادر‌های شلوغ خانواده‌های آواره را در بر می‌گیرد.

وقتی کسی در غزه صحبت می‌کند، چیز‌هایی وجود دارند که معمولا فاش نمی‌کنند؛ آن‌ها ممکن است برخی از دندان‌های خود را برای همیشه از دست داده باشند، مانند تعداد زیادی از ساکنان که نسل‌کشی در این زمینه نیز بر آن‌ها تاثیر گذاشته است.

این اتفاق پس از آن رخ داد که ارتش رژیم صهیونیستی کلینیک‌های دندانپزشکی را در سراسر نوار غزه در هم کوبید و بیمارستان‌هایی را که قبلا بیماران دندانپزشکی را درمان می‌کردند، ویران، سوزاند یا از کار انداخت؛ همچنین تلفات سنگینی در بین کارکنان پزشکی وارد کرد.

برای مدت طولانی، ساکنان از ممنوعیت ورود دارو، لوازم درمانی و تجهیزات پزشکی رنج می‌بردند؛ به سادگی تهیه خمیردندان و مسواک از بازار به یک کالای لوکس دست نیافتنی تبدیل شد.

این واقعیت اسفناک باعث وخامت جمعی در سلامت دندان‌ها شده است که بر هر نسلی تاثیر می‌گذارد؛ این جامعه با دندان‌های در حال فروپاشی، تصویری گویا از محرومیت اجباری تحمیل‌شده بر جمعیتی در سرزمینی است که محاصره‌ای خفه‌کننده زندگی روزمره را خفه می‌کند، دندان‌ها را از چهره‌های رنگ‌پریده مردمش جدا می‌کند و گاهی اوقات، آن‌ها را بدون غذای قابل جویدن رها می‌کند.

ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی، بیشتر جمعیت نوار غزه را از طریق دستور‌های ناگهانی اخراج یا حمله‌های شدید، مجبور به جابجایی مکرر از یک منطقه به منطقه دیگر کرده است.

بار‌ها و بارها، ساکنان مجبور شده‌اند در جاده‌های ناهمواری که توسط بولدوزر‌ها خراب شده‌اند، حرکت کنند یا از میان انبوهی از آوار و زباله به سمت مقصدی در داخل نوار حرکت کنند و وسایل خود و مواد لازم برای کمپینگ ابتدایی را حمل کنند.

به محض اینکه در آنجا مستقر می‌شوند، ارتش رژیم صهیونیستی ممکن است آن‌ها را مجبور به فرار دوباره به سمت مقصد دیگری کند و بنابراین این چرخه ادامه می‌یابد.

فلسطینی‌ها، پیر و جوان، جابجایی در جهات متضاد را تجربه کرده‌اند: پیاده، سوار بر گاری‌هایی که توسط اسب یا الاغ کشیده می‌شوند، یا با هر وسیله نقلیه‌ای که باقی مانده است.

صحنه‌هایی که جهان شاهد آن بود، آوارگانی بودند که با کفش‌های کهنه یا حتی پابرهنه راه می‌رفتند، پس از اینکه کفش‌هایشان در طول سفر طولانی از هم پاشیده شده بود و هیچ جایگزین مناسبی برای آن‌ها پیدا نمی‌شد.

از آنجایی که مقام‌های رژیم صهیونیستی از ورود بسیاری از مایحتاج اولیه مردم جلوگیری کرده‌اند، تهیه یک جفت کفش جدید یا حتی یک جفت صندل ساده، برای بسیاری به یک آرزوی دست نیافتنی تبدیل شده است.

بی‌رحمی زندگی روزمره در غزه در بسیاری از این صحنه‌ها آشکار می‌شود: کودکان و بزرگسالانی که کفش‌های قابل استفاده ندارند، در حالی که پیاده‌روی‌های طولانی را در امتداد مسیر‌های آوارگی تحمل می‌کنند؛ با وجود این، در این واقعیت بی‌رحمانه، این موضوع به هیچ وجه بزرگ‌ترین نگرانی آن‌ها نیست.

یکی از وحشتناک‌ترین حقایق این است که به‌ندرت کودکی در غزه وجود دارد که بار‌ها بقایای پاره شده انسان را ندیده باشد.

برخی از این بقایا ممکن است متعلق به افرادی باشد که کودک آن‌ها را به خوبی می‌شناخته است: اعضای خانواده، همسایگان یا دوستانشان؛ برخی از این قطعات در ذهن کودکان باقی مانده است؛ آن‌ها ممکن است زندگی آغشته به خون و بقایای انسانی را به‌عنوان چیزی عادی در این بخش خاص از جهان در نظر بگیرند.

کودکی که در این نسل‌کشی قرار دارد، صرفا شاهد آنچه در حال وقوع است، نیست، بلکه یک قربانی مستقیم است، همانطور که شاخص‌های آماری وحشتناک ثبت‌شده در گزارش‌های تخصصی سازمان ملل تایید می‌کنند.

کودکی که مدت طولانی را در زیر آوار می‌گذراند، بدون آسیب بیرون نمی‌آید؛ کودک که بین مرگ و زندگی معلق است و نفس اطرافیانش را که در تاریکی مطلق خاموش می‌شوند، تماشا می‌کند، تقریبا تمام امید خود را برای زنده بیرون آمدن از دست می‌دهد تا اینکه بالاخره دستی به پایین می‌رسد و با سختی فراوان، او را به سطح زندگی بازمی‌گرداند؛ در این زندگی جدید، کودک هیچ خانه‌ای برای زندگی پیدا نخواهد کرد؛ آن‌ها تقریبا ممکن است تنها عضو زنده خانواده خود باشند.

با وجود این، تراژدی پیچیده آن‌ها فرصتی برای تامل در مورد تمام آنچه اتفاق افتاده است، نخواهد داد، زیرا ماشین متحرک نسل‌کشی ممکن است هر لحظه آن‌ها را له کند.

در جهانی که اجازه داده است این همه وحشی‌گری آشکار علیه کودکان فلسطینی سال به سال ادامه یابد، جنایت‌های آن به‌صورت زنده پخش شود، بدون اینکه جهان آن‌ها را مهار کند، وحشت نسل‌کشی چه چیزی از کنوانسیون‌های در نظر گرفته‌شده برای محافظت از دوران کودکی باقی گذاشته است؟

منبع: خبرگزاری میزان
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی