DeepLaw War Intel

ثبت گزارش نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و جنایات جنگی.
صدای حقیقت باشید؛ مستندسازی امروز، ضامن عدالت و صلح فرداست.

ورود به سامانه

سالگرد بمباران اتمی ناکازاکی؛ فراموشی هیباکوشا و تابوشکنی هسته‌ای غرب

خلاصه هوشمند DeepLaw
بازسازی اروپا به‌عنوان آزمایشگاه هسته‌ای و توافق‌ها و رویکردهای هسته‌ای آمریکا، در حال از کار انداختن قطب‌نمای اخلاقی در موضوع تسلیحات اتمی است.

ترومی تاناکا ۱۳ ساله بود که در یک روز عادی، آسمان بالای ناکازاکی ناگهان غرق در تابش خیره‌کننده سفید شد؛ «جهنمی سوزان» که سال‌ها بعد از آن یاد می‌کرد؛ وی اکنون در ۹۷ سالگی، هنوز خاطرات نشستن کنار پنجره را با خود حمل می‌کند؛ خانه‌اش ناگهان مورد اصابت برق، سپس رعد و برق و به دنبال آن سکوت غیرقابل تحملی قرار گرفت و در عرض چند لحظه، شهرش به خاکستر تبدیل شد.

به گزارش دیپلمات، با رسیدن میانگین سنی هیباکوشاها، بازماندگان بمباران اتمی به ۸۷ سال، به‌زودی کسی باقی نخواهد ماند که چنین شهادت شخصی بدهد؛ همچنان که بشریت این شاهدان عینی را از دست می‌دهد و فقط ۹۱ هزار و ۱۰۵ نفر تا مارس ۲۰۲۶ باقی مانده‌اند، جهان نیز در حال از دست دادن قطب‌نمای اخلاقی خود است.

برای دهه‌ها، وحشت هیروشیما و ناکازاکی محدودیتی نامرئی بر سیاست‌گذاران تحمیل کرده بود؛ سلاح‌های هسته‌ای تحمل می‌شدند، اما هرگز جشن گرفته نمی‌شد؛ تابوی هسته‌ای شامل عدم مالکیت، عدم انتقال و عدم استفاده از سلاح‌های هسته‌ای، جهانی و قوی فرض می‌شد، اما امروزه بازدارندگی جای خلع سلاح را به عنوان دغدغه غالب گرفته است.

حتی قبل از اینکه آخرین هیباکوشا از این زمین برود، جهان به هشدار‌های آن‌ها پشت می‌کند.

۹ بازیگر مسلح به سلاح هسته‌ای دارای ۱۲ هزار و ۲۴۱ کلاهک هسته‌ای هستند که تقریبا ۹ هزار و ۶۱۴، ۹۶۱۴ عدد از آن‌ها در ذخایر نظامی نگهداری می‌شوند؛ این رقم حتما بهتر از ۷۰ هزار و ۳۰۰ کلاهک در سال ۱۹۸۶ است، زمانی که روسیه و آمریکا بیش از ۹۰ درصد از بمب‌های هسته‌ای جهان را در اختیار داشتند.

توافق‌های کنترل تسلیحات اتحاد جماهیرشوروی- آمریکا (و بعدا روسیه-آمریکا) که ناشی از تنش‌زدایی دهه ۱۹۷۰ و پایان جنگ سرد از اواخر دهه ۱۹۸۰ بود، زرادخانه‌های آن‌ها را کاهش داده بود، اما با توجه به اینکه اکنون همه بازیگران دارای سلاح هسته‌ای مشغول نوسازی سلاح‌های هسته‌ای خود هستند، این مسیر کنترل تسلیحات شروع به معکوس شدن کرده است.

چین سریع‌ترین افزایش ذخایر خود را داشته است: از ۳۵۰ کلاهک در سال ۲۰۲۲ به ۶۲۰ کلاهک در ژانویه ۲۰۲۶؛ آمریکا و روسیه صد‌ها میلیارد دلار در سیستم‌های پرتاب نسل بعدی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ انگلیس قصد دارد سقف کلاهک‌های خود را افزایش دهد، در حالی که فرانسه در حال ارتقاء بازدارنده دریایی خود است.

نگران‌کننده‌تر از آن، دکترین‌های هسته‌ای آستانه استفاده بالقوه را کاهش می‌دهند؛ در هند، جایی که مدت‌ها تصور می‌شد کلاهک‌های آن از پرتاب‌کننده‌هایشان جدا مانده‌اند، انستیو بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم SIPRI امسال گزارش داد که ۱۲ کلاهک هسته‌ای به‌عنوان بازدارنده دریایی آن به طور فعال مستقر شده‌اند.

سلاح‌های هسته‌ای دیگر به‌عنوان سلاح‌های آخرین راه‌حل در نظر گرفته نمی‌شوند؛ آن‌ها به‌طور پیوسته در حال تبدیل شدن به ابزار‌هایی برای کشورداری معمول هستند.

این تحول نشان‌دهنده فروپاشی این باور پس از جنگ سرد است که سلاح‌های هسته‌ای به تدریج از نظر سیاسی کم‌ارزش‌تر می‌شوند؛ در عوض، رقابت قدرت‌های بزرگ، محوریت گفتمان بازدارندگی را احیا کرده است.

با انقضای پیمان استارت جدید در ۵ فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و روسیه دیگر هیچ پیمان دوجانبه الزام‌آور قانونی برای کنترل تسلیحات هسته‌ای که زرادخانه‌های هسته‌ای آن‌ها را محدود کند، ندارند.

به همان اندازه آشکار است که چه اتفاقی برای گفتمان خلع سلاح افتاده است؛ کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی، که در اوایل دهه ۱۹۹۰ مورد مذاکره قرار گرفت، آخرین معاهده خلع سلاح بود که با موفقیت از طریق سازوکار‌های سنتی بین دولتی منعقد شد؛ از آن زمان، کنفرانس خلع سلاح در ژنو تنها مجمع مذاکره چندجانبه پایدار جهان در مورد کنترل تسلیحات - فلج مانده است.

از آن زمان، سازمان‌های مردم‌نهاد برای پر کردن این خلأ وارد عمل شده‌اند؛ تلاش‌های آن‌ها منجر به کنوانسیون اتاوا در مورد ممنوعیت مین‌های زمینی ضد نفر، کنوانسیون مهمات خوشه‌ای، معاهده تجارت اسلحه و در نهایت، معاهده منع سلاح‌های هسته‌ای شد؛ با وجود این، این مورد آخر توسط هیچ یک از ۹ بازیگر دارنده سلاح هسته‌ای امضا یا تصویب نشده است.

کمتر منطقه‌ای این تغییر جهت را به وضوح اروپا نشان می‌دهد؛ در طول جنگ سرد، میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها زیر پرچم‌های جنبش انجماد هسته‌ای و کارزار خلع سلاح هسته‌ای اروپا راهپیمایی کردند.

پس از فروپاشی دیوار برلین، خوش‌بینی طرفداران لغو برده‌داری الهام‌بخش ابتکاراتی از کمیسیون کانبرا گرفته تا جنبش جهانی صفر بود؛ اروپا به‌عنوان متولی اخلاقی کنترل تسلیحات و خویشتن‌داری استراتژیک دیده می‌شد.

امروزه، اضطراب‌های استراتژیک جای آن اعتقاد اخلاقی را گرفته‌اند؛ عدم اطمینان فزاینده در مورد تضمین‌های امنیتی بلندمدت آمریکا، تخیل استراتژیک اروپا را تغییر داده است؛ انگلیس و فرانسه، ۲ کشور هسته‌ای اروپا، در حال نوسازی زرادخانه‌های خود هستند؛ امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، آشکارا پیشنهاد گسترش چتر هسته‌ای فرانسه به شرکای اروپایی را داده است، در حالی که آلمان و چندین عضو ناتو به‌طور فعال در حال بحث در مورد ترتیبات گسترش اشتراک‌گذاری هسته‌ای هستند.

اروپا به‌عنوان مدعی زادگاه فکری کنترل تسلیحات پس از جنگ و اقدام‌های اعتمادسازی، بی‌سروصدا خود را به‌عنوان آزمایشگاه اطمینان هسته‌ای بازسازی می‌کند؛ اجلاس ناتو در لاهه در سال گذشته که همه اعضا متعهد شدند بودجه دفاعی خود را به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهند، روند نظامی شدن را بیشتر تسریع کرده است.

مسیر اروپا نگران‌کننده است، اما تصویب توافق هسته‌ای غیرنظامی بلندمدت با عربستان توسط واشنگتن، جدیدترین تغییر عمیق در سیاست‌های جهانی عدم اشاعه را نشان می‌دهد؛ با در نظر گرفتن قابلیت‌های غنی‌سازی اورانیوم در خاک عربستان و در عین حال پذیرش پادمان‌های دوجانبه نه چندان ایده‌آل، این توافق‌نامه تمایز بین همکاری هسته‌ای غیرنظامی و قابلیت تسلیحاتی نهفته را محو می‌کند.

این اشاعه سلاح‌های هسته‌ای در قرن بیست و یکم است؛ این گسترش نه از طریق آنچه تاسیسات غنی‌سازی مخفی، بلکه از طریق توافق‌نامه‌های دقیق، مشارکت‌های استراتژیک و بیانیه‌های دیپلماتیک صورت می‌گیرد؛ آینده هسته‌ای جهان در اتاق‌های کنفرانس در حال مذاکره است و نتایج آن با افتخار در ملاء عام اعلام می‌شود.

آنچه این گذار را خطرناک می‌کند، صرفا رشد زرادخانه‌های هسته‌ای نیست، بلکه کاهش نگرانی عمومی است؛ گسترش ذخایر، برنامه‌های نوسازی و تغییر دکترین‌های هسته‌ای اکنون توجه جهانی کمتری نسبت به آشفتگی‌های مالی یا جنجال‌های مربوط به افراد مشهور دریافت می‌کنند؛ بمب امن‌تر نشده است، بلکه جهان نسبت به خطرات آن بی‌حس شده است؛ این همان چیزی است که هیباکوشا ۸ دهه را صرف هشدار در مورد آن کرد.

شهادت‌های وحشتناک هیباکوشا در ۸۱ سال گذشته از سیستم ایمنی اخلاقی بشریت مراقبت کرده است؛ آن‌ها به دولت‌ها یادآوری کردند که در پشت هر بحثی در مورد بازدارندگی و دکترین‌ها، خانواده‌ها و نسل‌هایی نهفته است که در عرض چند ثانیه پاک می‌شوند؛ خاطرات زنده آن‌ها سیاست‌گذاران را موثرتر از معاهده‌ها مهار کرده است؛ با وجود این، آن‌ها به زودی از بین خواهند رفت.

اگر قرن بیستم به بشریت آموخت که سلاح‌های هسته‌ای چقدر می‌توانند وحشتناک باشند، قرن بیست‌ویکم مخاطرات آموزش چیزی حتی خطرناک‌تر به جهان را دارد.

تکرار بمباران‌های هیروشیما و ناکازاکی در تمام این مدت غیرقابل تصور بود، نه به این دلیل که جهان آن را به‌عنوان یک آیین سالانه گرامی می‌داشت، بلکه به این دلیل که حضور هیباکوشا به ما یادآوری می‌کرد که چرا دیگر هرگز نباید چنین اتفاقی بیفتد؛ زمان برای آن شاهدان رو به اتمام است. اما ممکن است جهان از توجه به این موضوع دست کشیده باشد.

منبع: خبرگزاری میزان
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی