DeepLaw War Intel

ثبت گزارش نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و جنایات جنگی.
صدای حقیقت باشید؛ مستندسازی امروز، ضامن عدالت و صلح فرداست.

ورود به سامانه

حسن همجواری در حقوق بین‌الملل: الزامی فراموش‌شده اما ضرورت حیاتی برای صلح منطقه‌ای

خلاصه هوشمند DeepLaw
اصل حسن همجواری Good Neighbourliness یکی از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل است که بر روابط مسالمت‌آمیز، همکاری و احترام متقابل میان دولت‌ها، به‌ویژه همسایگان، تاکید دارد؛ این اصل ریشه در منشور سازمان ملل دارد.

اصل حسن همجواری Good Neighbourliness یکی از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل است که بر روابط مسالمت‌آمیز، همکاری و احترام متقابل میان دولت‌ها، به‌ویژه همسایگان، تاکید دارد؛ این اصل ریشه در منشور سازمان ملل دارد.

در مقدمه منشور سازمان ملل آمده است که کشورهای عضو مصمم هستند «تحمل و مدارا کنند و در صلح با یکدیگر به‌عنوان همسایگان خوب زندگی کنند»؛ همچنین ماده ۷۴ منشور تاکید می‌کند که سیاست اعضا در قبال سرزمین‌های تحت قیمومیت باید براساس اصل کلی حسن همجواری باشد و منافع و رفاه بقیه جهان را در نظر بگیرد.

این اصل نه‌تنها یک الزام اخلاقی، بلکه یک مفهوم حقوقی-سیاسی است که روابط میان دولت‌ها را بدون توجه به مرز‌های مشترک، بر پایه همکاری، درک متقابل و ملاحظه منافع یکدیگر تنظیم می‌کند؛ در دنیای جهانی‌شده امروز، حسن همجواری فراتر از مرز‌های جغرافیایی رفته و به مسائل محیط زیستی، اقتصادی، مهاجرت و حقوق بشر گسترش یافته است.

مقاله‌های دانشگاهی و اسناد سازمان ملل، اصل حسن همجواری را به‌عنوان مدلی برای روابط بین‌دولتی توصیف می‌کنند که از ایده‌های تاریخی «همسایگی خوب» الهام گرفته و در حقوق بین‌الملل معاصر تثبیت شده است.

اصل حسن همجواری با اصول دیگر حقوق بین‌الملل مانند حاکمیت برابر، عدم مداخله، حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها و همکاری دوستانه مرتبط است؛ اعلامیه ۱۹۷۰ مجمع عمومی سازمان ملل در مورد اصول حقوق بین‌الملل درباره روابط دوستانه و همکاری میان دولت‌ها (Declaration on Friendly Relations) این اصل را تقویت و بر لزوم رعایت آن برای حفظ صلح تاکید کرد.

مبانی حقوقی این اصل عمدتا در معاهده‌ها، عرف بین‌المللی و تصمیم‌های قضایی نهفته است؛ منشور سازمان ملل پایه اصلی آن است؛ قطعنامه‌های مجمع عمومی مانند قطعنامه ۱۲۳۶ (XII) و ۱۳۰۱ (XIII) نیز بر روابط صلح‌آمیز و همسایگی خوب تمرکز دارند؛ در سال ۱۹۷۹، مجمع عمومی قطعنامه‌ای با عنوان «توسعه و تقویت حسن همجواری میان دولت‌ها» تصویب کرد که بر لزوم گفت‌وگوی باز، شفافیت و تعهد‌های متقابل تاکید دارد.

در حقوق محیط زیست بین‌الملل، این اصل اهمیت ویژه‌ای دارد؛ قاعده عدم آسیب (no harm) که از پرونده تریل اسملتر (Trail Smelter ۱۹۳۸-۱۹۴۱) بین کانادا و آمریکا نشئت گرفته است، بیان می‌کند که هیچ دولتی حق ندارد از قلمرو خود به گونه‌ای استفاده کند که به قلمرو دیگری آسیب جدی وارد آورد.

این پرونده اصل «همسایگی خوب» را به‌عنوان پایه‌ای برای مسئولیت بین‌المللی در برابر آسیب فرامرزی تثبیت کرد.

پرونده کانال کورفو (Corfu Channel ۱۹۴۹) در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) نیز با اصل حسن همجواری مرتبط است؛ انگلیس ادعا کرد آلبانی به دلیل عدم هشدار درباره مین‌های دریایی در کانال کورفو، وظیفه مراقبت (Due Diligence) کرده است؛ دیوان تاکید کرد که دولت‌ها موظف هستند از قلمرو خود برای آسیب به دیگران استفاده نکنند که این امر بخشی از حسن همجواری است.

در حقوق اتحادیه اروپا، شرط حسن همجواری (Good Neighbourliness Condition) در فرآیند الحاق کشور‌ها اعمال می‌شود و بر حل اختلاف‌های مرزی و نام‌گذاری مانند اختلاف یونان و مقدونیه شمالی تاکید دارد و نقض آن می‌تواند مانع پیشرفت شود.

اصل حسن همجواری همچنین در معاهده‌های دوجانبه مرزی، مدیریت منابع مشترک مانند رودخانه‌ها و همکاری‌های اقتصادی ظاهر می‌شود؛ این اصل را می‌توان به‌عنوان یک قاعده یا اصل عرفی تلقی کرد که ریشه در عملکرد و رویه دولت‌ها و opinio juris اعتقاد حقوقی دولت‌ها دارد.

نقض این اصل اشکال متنوعی دارد که عمدتا به عدم رعایت حاکمیت، عدم همکاری یا ایجاد آسیب منجر می‌شود؛ بخش عمده‌ای از منابع به زیر اشاره دارند:

آسیب‌های فرامرزی محیط زیستی: آلودگی هوا، آب یا خاک که از یک کشور به دیگری سرایت کند.

مداخله در امور داخلی: حمایت از گروه‌های مخالف یا تروریستی در کشور همسایه، علیه دولت دیگر یا دخالت اقتصادی-سیاسی؛ اعلامیه ۱۹۷۰ به صراحت مداخله را محکوم می‌کند.

تهدید یا استفاده از زور: نقض تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی، حتی در قالب تهدید؛ این امر به‌صورت مستقیم با ماده ۲ (۴) منشور در تضاد است.

عدم حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها: امتناع از مذاکره، داوری یا استفاده از سازوکارهای دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد مرزها، منابع یا نام‌گذاری؛ به‌عنوان مثال می‌توان به موضوع یونان در وتو کردن عضویت مقدونیه در ناتو که دیوان بین‌المللی دادگستری آن را نقض توافق موقت دانست، اشاره کرد.

عدم رعایت وظیفه مراقبت: عدم هشدار درباره خطرات و عدم جلوگیری از فعالیت‌های خصوصی مانند شرکت‌ها که به همسایه آسیب بزند.

اختلاف‌های مرزی و ادعا‌های ارضی: اشغال نظامی یا ادعای سرزمینی که از تهدید یا زور ناشی شود؛ منع اکتساب سرزمین از راه زور در حقوق بین‌الملل تثبیت شده است.

عدم همکاری در مسائل مشترک: مانند مدیریت رودخانه‌های مرزی، مهاجرت یا امنیت مرزی. عدم شفافیت در پروژه‌های بزرگ مانند سد‌ها و معدن‌ها که بر همسایه تاثیر بگذارد.

اقدام‌های خصمانه غیرمستقیم: تحریم‌های یک‌جانبه یا ایجاد موانع تجاری غیرضروری که روح حسن همجواری را نقض کند.

این اشکال می‌توانند تدریجی یا حاد باشند و اغلب با هم ترکیب می‌شوند.

نقض این اصل پیامد‌های حقوقی، سیاسی و عملی متعددی دارد؛ حقوق بین‌الملل مسئولیت دولت متخلف را براساس مقالات کمیسیون حقوق بین‌الملل (ILC) درباره مسئولیت دولت‌ها برای اعمال خلاف بین‌المللی (ARSIWA ۲۰۰۱) تعیین می‌کند:

مسئولیت بین‌المللی و جبران خسارت: دولت متخلف موظف به توقف عمل خلاف، تضمین عدم تکرار و جبران کامل (reparation) است؛ جبران شامل restitution (بازگرداندن وضعیت سابق)، غرامت مالی یا satisfaction (عذرخواهی)؛ در موارد محیط زیستی، اصل «آلوده کننده می‌پردازد polluter pays» اعمال می‌شود.

اقدام‌های متقابل (Countermeasures): دولت آسیب‌دیده می‌تواند اقدام‌های متقابل غیرمسلحانه متناسب مانند تعلیق تعهدات معاهده‌ای، مشروط به رعایت شرایط مقاله‌های مسئولیت دولت‌ها (ARSIWA) ازجمله تناسب، هدف توقف نقض، عدم تاثیر بر تعهدات اساسی مانند حقوق بشر اتخاذ کند.

سازوکار‌های سازمان ملل: شورای امنیت می‌تواند اگر نقض تهدید صلح باشد، براساس فصل هفتم اقدام‌های الزامی مانند تحریم، عملیات حفظ صلح، ... اتخاذ کند؛ مجمع عمومی توصیه‌هایی صادر می‌کند؛ دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند اختلاف‌ها را حل کند و احکام آن الزام‌آور است، هرچند اجرای آن وابسته به اراده دولت‌هاست.

پیامد‌های سیاسی و دیپلماتیک: انزوا، فشار دیپلماتیک، آسیب به شهرت و از دست دادن فرصت‌های همکاری ازجمله این پیامد‌ها هستند؛ در اتحادیه اروپا، نقض می‌تواند الحاق را متوقف کند.

تشدید درگیری: نقض مداوم می‌تواند به درگیری نظامی یا بحران‌های طولانی منجر شود، که خلاف هدف حفظ صلح منشور است؛ مثال‌های تاریخی نشان می‌دهد نقض حسن همجواری اغلب به بی‌ثباتی منطقه‌ای دامن می‌زند.

پیامد‌های اقتصادی: تحریم‌ها، کاهش تجارت، مشکلات در منابع مشترک مانند آب و انرژی و خسارت‌های زیست‌محیطی بلندمدت.

مسئولیت کیفری: در موارد شدید جنایت‌های علیه بشریت، تجاوز، ... ممکن است به دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) ارجاع شود، هرچند حسن همجواری مستقیما کیفری نیست.

یکی از اشکال جدی و مستقیم نقض اصل حسن همجواری، قرار دادن امکانات، قلمرو، پایگاه‌ها یا منابع یک دولت در اختیار یک کشور متجاوز برای انجام حمله به کشور همسایه است؛ این اقدام نه‌تنها نقض حاکمیت و تمامیت ارضی همسایه محسوب می‌شود، بلکه روح اصل حسن همجواری را که بر پایه «زندگی در صلح به عنوان همسایگان خوب» استوار است، زیر پا می‌گذارد.

مبانی حقوقی این نوع نقض متعدد هستند؛ منشور سازمان ملل در ماده ۲ (۴) به صراحت هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولتی را ممنوع کرده است؛ اعلامیه اصول حقوق بین‌الملل درباره روابط دوستانه (۱۹۷۰) نیز تاکید می‌کند که دولت‌ها نباید قلمرو خود را برای سازماندهی، تشویق یا مشارکت در اعمال خشونت‌آمیز علیه دولت دیگر در اختیار بگذارند.

قرار دادن پایگاه‌های نظامی، فرودگاه‌ها، بندرها، خطوط لجستیکی، اطلاعات جاسوسی یا حتی اجازه عبور نیرو‌های متجاوز از قلمرو خود، مصداق بارز همدستی در تجاوز (complicity in aggression) است؛ این عمل نقض اصول عدم مداخله، عدم استفاده از زور و حسن همجواری است؛ کمیسیون حقوق بین‌الملل (ILC) در مقاله‌های مسئولیت دولت‌ها ماده ۱۶، کمک یا یاری به دولت دیگر برای انجام عمل خلاف بین‌المللی را موجب مسئولیت بین‌المللی دولت کمک‌کننده می‌داند، مشروط بر اینکه دولت کمک‌کننده از ماهیت خلاف عمل آگاه باشد.

در حقوق بین‌الملل عرفی، قاعده «no state shall allow its territory to be used for acts contrary to the rights of other states» (هیچ دولتی نباید اجازه دهد قلمرواش برای اعمالی که حقوق دولت‌های دیگر را نقض کند، مورد استفاده قرار گیرد) به‌صورت مستقیم از پرونده‌هایی مانند کانال کورفو و تریل اسملتر الهام گرفته شده و به حسن همجواری مرتبط است.

اجازه استفاده از قلمرو برای حمله، بدترین شکل نقض وظیفه مراقبت است، زیرا دولت متخلف فعالانه یا با سکوت، زمینه آسیب جدی به همسایه را فراهم می‌کند.

مسئولیت بین‌المللی مستقیم: دولت متخلف به‌عنوان مسئول همدست شناخته می‌شود و باید عمل خلاف را متوقف کرده، خسارت‌ها را جبران کند و تضمین عدم تکرار بدهد؛ جبران می‌تواند شامل پرداخت غرامت مالی، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده یا عذرخواهی رسمی باشد.

اقدام‌های شورای امنیت: اگر این اقدام تهدید صلح تلقی شود (ماده ۳۹ منشور)، شورای امنیت می‌تواند تحریم‌های اقتصادی، تسلیحاتی یا حتی مجوز اقدام نظامی تحت فصل ۷ منشور صادر کند؛ به‌عنوان نمونه، حمایت برخی کشور‌ها از عراق در حمله به کویت در سال ۱۹۹۰ منجر به واکنش گسترده بین‌المللی شد.

اقدام‌های قضایی: دولت آسیب‌دیده می‌تواند به دیوان بین‌المللی دادگستری مراجعه کند؛ دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده‌هایی مانند نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ حمایت لجستیکی و اجازه استفاده از قلمرو را نقض اصول عدم مداخله و عدم استفاده از زور دانست؛ همچنین ممکن است به دیوان بین‌المللی کیفری برای جنایت تجاوز ارجاع شود.

پیامد‌های سیاسی و امنیتی: این نوع نقض اعتماد منطقه‌ای را نابود می‌کند، منجر به انزوای دیپلماتیک، قطع روابط و حتی تشدید به درگیری مستقیم می‌شود؛ همسایگان دیگر ممکن است ائتلاف دفاعی تشکیل دهند و اقتصاد منطقه فلج شود؛ در بلندمدت، نقض حسن همجواری به بی‌ثباتی پایدار و مهاجرت‌های اجباری دامن می‌زند.

اصل حسن همجواری ستون فقرات روابط دوستانه در حقوق بین‌الملل است؛ تثبیت آن در منشور ملل متحد، اعلامیه ۱۹۷۰ و عرف قضایی، آن را به یک الزام حقوقی تبدیل کرده است؛ نقض آن نه‌تنها مسئولیت حقوقی، بلکه صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید می‌کند؛ در عصر جهانی‌سازی، تقویت این اصل از طریق دیپلماسی، معاهده‌های منطقه‌ای و تقویت سازوکار‌های قضایی ضروری است.

قرار دادن امکانات در اختیار متجاوز، نقض آشکار و چندلایه اصل حسن همجواری است که نه‌‎تنها همسایه مستقیم را تهدید می‌کند، بلکه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را به خطر می‌اندازد؛ حقوق بین‌الملل این عمل را به‌شدت محکوم کرده و سازوکار‌های مسئولیت، جبران و مقابله جمعی را پیش‌بینی کرده است؛ دولت‌ها برای حفظ اعتبار و روابط پایدار باید از هرگونه همکاری فعال یا منفعل در تجاوز به همسایگان پرهیز کنند.

در عمل، اجرای حقوق بین‌الملل ضعیف است و به قدرت سیاسی و اراده دولت‌ها بستگی دارد؛ نقض مداوم می‌تواند به  سرایت نقض (contagious violation) منجر شود و اعتماد بین‌المللی را تضعیف کند.

دولت‌ها باید با رعایت مراقبت مقتضی، همکاری شفاف و حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها، به سمت روابط پایدار حرکت کنند؛ آینده حقوق بین‌الملل به اجرای موثر این اصل بستگی دارد تا جهان به سمت صلح و رفاه مشترک پیش رود.

منبع: خبرگزاری میزان
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی