مهمتر از دور زدن تحریمها، خنثیسازی تحریمهاست/ بستن تنگه هرمز وضعیت اقتصادی جهان را بههم ریخت/ بعد از جنگ رمضان باید به سراغ مبارزه با فساد برویم
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - سعید محمد، مشاور کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص) با حضور در باشگاه خبرنگاران جوان به سوالات مختلفی ازجمله جنگ رمضان، توان موشکی، ورودش به صحنه سیاست و مبارزه با فساد پاسخ داد.
بعد از اینکه در سال ۱۴۰۱ از مناطق آزاد جدا شدم، بیشتر وقت خود را در حوزه فعالیتهای پژوهشی، علمی و کارهای دانشگاهی سپری میکنم. تجربیاتی که طی سه دهه در فعالیتهای اقتصادی و مدیریتی داشتم را سعی میکنم با دانشجویانمان در میان بگذارم. از طرفی بهعنوان رئیس شورای سیاستگذاری انجمن نخبگان نیز فعالیت داریم. انجمن نخبگان و مدیران عامل شرکتهای دانشبنیان یک NGO است و بخش خصوصی محسوب میشود. در آنجا نیز سعی میکنم به عزیزانی که نخبه هستند و به رشد و توسعه کشور علاقهمندند، کمک کنم. همچنین بهعنوان مشاور در کمیسیون زیربنایی مجمع تشخیص مصلحت نظام در خدمت عزیزان هستم.
چه اتفاقی افتاد که وارد سیاست شدید؟ آیا انتخاب خودتان بود یا گروه خاصی به شما گفتند که از طرف ما وارد سیاست شوید؟
من همه عمر کاری خود را در پروژههای عمرانی، اقتصادی و فعالیتهای توسعهای کشور گذرانده بودم. سال ۱۳۹۹، رهبر شهیدمان چند توصیه کردند؛ چون نزدیک میشدیم به سال ۱۴۰۰ و بحث انتخابات را در پیش داشتیم، ایشان فرمودند که باید سیستم مدیریتی کشور تغییر پیدا کند و از آن به نام «دولت جوان انقلابی» یاد میکردند و خیلی این موضوع را تذکر دادند.
بعضیها میگفتند که نظر رهبر این است که یک رئیسجمهور بیاید و کابینه خود را جوان بچیند. تقریباً اواسط سال ۹۹ بود که فیلم جدیدی از رهبر عزیزمان منتشر شد که در آنجا فرموده بودند منظور من از دولت جوان انقلابی، رئیسجمهور جوان انقلابی است که حتماً باید رئیسجمهور فردی باشد با نگاه جدید و سیستم مدیریتی جدید روی کار بیاید و کابینه خود را با همین طرز تفکر بچیند.
پس از آن، شهید حاجیزاده به من مراجعه کرد و گفت «من خیلی بررسی کردم و دیدم مصداقی برای این بحثی که آقا فرمودند وجود ندارد؛ اما شما با توجه به نوع عملکردی که داشتید، در همه حوزهها موفق بودید. الان هم کشور نیاز به فعالیت عملگرایی و نتیجهگرایی دارد و باید کارآمدی نظام به نحوی بیشتر برای مردم اثبات شود.» خیلی ایشان اصرار کردند و ما انکار میکردیم. شاید سه، چهار ماهی با من بر روی این موضوع سر و کله میزد سپس به شهید سلامی و عزیزانمان در سپاه که عموماً هم شهید شدهاند متوسل شدند و بزرگواران به من گفتند که شما در این عرصه ورود کنید و وقتی مجوز را صادر کردند بنده هم برای اینکه از مجموعه سپاه شبهای ایجاد نشود، از قرارگاه خاتم استعفا کردم و جدا شدم و وارد این عرصه شدم، اما بعد اتفاقاتیی افتاد و در نهایت نشد که من بهصورت جدی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنم، اما مردم واقعاً لطف داشتند. همان پنج، شش ماهی که مطرح شد، مخصوصاً در نسل جوان، من احساس کردم جنبوجوش عجیبی ایجاد شد.
من سعی کردم آن طیفی که به سمت ما آمده بودند را با همان روحیه و انگیزه حفظ کنیم و در ادامه کار در خدمت نظام بیاوریم که این اتفاق، الحمدالله، افتاد. این شروع فعالیتهای من در عرصه سیاسی بود. بعد از آن، شهید رئیسی دعوت به همکاری کردند و مدتی در خدمت ایشان بودیم.
من خیلی به سیاست علاقه نداشتم، چون سیاست در کشور ما متأسفانه یکمقدار به بیراهه رفته است و بحثهای اخلاقی، دینی و معنوی ما که جمهوری اسلامی ایران باید نشأت گرفته از آن عقاید و دیدگاهها باشد در سیاست ما تبلور پیدا نکرده و روزبهروز کمرنگتر میشود و زیاد وضعیت مطلوبی ندارد و انشاءالله که سیاسیون در این عرصه بتوانند این امر را اصلاح کنند.
ما سرباز نظام و انقلاب هستیم؛ هر کجا باشیم خدمتگزار مردم هستیم و تمام تلاشمان را انجام میدهیم و برای مسئولین محترمی که امروز شانهشان را زیر بار مسئولیت دادهاند؛ که واقعاً کار سختی است دعاگو هستیم.
شما فعالیت نظامی، اقتصادی و سیاسی داشتید. به نظرتان کار کردن در کدامیک از این موارد سختتر است؟
حقیقتش همه کارها سختیهای خاص خود را دارد. یعنی اینطور نیست که کار نظامی آسانتر از کار سیاسی باشد یا کار سیاسی آسانتر از کار اقتصادی. هم کار اقتصادی، هم کار نظامی و هم کار سیاسی هرکدام سختیهای خاص خود را دارند. اصل این است که شما بتوانید اهداف آن کار را به خوبی تبیین کنید و براساس داشتههایتان، برنامهریزی مناسب انجام دهید و به اهداف برسید. من خودم چه در حوزه نظامی، چه اقتصادی و چه فعالیتهای سیاسی همه تلاشم را کردم و الحمدالله هر جا بودیم نتیجه گرفتیم.
من حتی در مناطق آزاد که بیشتر از یک سال توفیق خدمت نداشتم، در همان یک سال اتفاقات خیلی خوبی افتاد. مثلاً یک نمونهاش این است که مناطق آزاد همیشه محل واردات و سکوی واردات بود.
ابتدای ورودم به مناطق آزاد، جناب آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری مرا صدا کردند و گفتند: «آقا فرمودند من راجعبه این موضوع دغدغه دارم که باید مناطق آزاد محل صادرات شود، نه واردات.» ما هم برنامهریزی کردیم.
در آن موقع حدود ۳۰ سال از عمر مناطق آزاد میگذشت. اولین سالی که تراز تجاری مناطق مثبت شد، همان یک سالی بود که ما در خدمت عزیزان بودیم. با برنامهریزی و با کمک بخش خصوصی و صنعتگران، در آن موقع حدود سه، چهار هزار واحد صنعتی و تولیدی در مناطق آزاد داشتیم که مسائلشان را حلوفصل کردیم و در آن سال تراز تجاری مثبت شد. همچنین اقدامات خیلی خوبی در همان سال اتفاق افتاد ک یک نمونهاش این بود که حدود ۱۰۳ هزار میلیارد تومان املاک مناطق آزاد که بهصورت غیرقانونی واگذار شده بود و در آنها مفاسد زیادی وجود داشت، همه را با کمک قوه قضاییه به سبد بیتالمال برگرداندیم.
آن سال بودجه عمرانی کشور ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بود؛ ما ۹۳ هزار میلیارد تومان یعنی حدود ۷۰ درصد بودجه عمرانی کشور منابع ایجاد کردیم. در کشور جای کار زیاد است. اگر دلسوزی و حسن نیت باشد، جای کار بسیار زیاد است و به نظرم در همه حوزهها میشود خدمت کرد.
آیا میشد از وقوع جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان پیشگیری کرد یا الان که اتفاق افتاده باید تا انتهای آن برویم؟
جنگ انتخاب جمهوری اسلامی نبود. جمهوری اسلامی ایران کاملاً دنبال این بود که در فضایی دوستانه و صلحآمیز مسائل را حل کند. رویکرد ما را وقتی ببینید چه در برجام و چه در مذاکراتی که قبل از جنگ ۱۲ روزه داشتیم، چه در مذاکراتی که قبل از جنگ ۴۰ روزه داشتیم و رهبر شهید ما بر روی این قضیه پافشاری داشتند که سعی شود با حداقل مسائل، مشکلات و هزینه برای مردم، مسائل حلوفصل شود ولی این یک انتخاب است برای مردم.
از یک طرف ما جبهه استکبار و غرب را داریم که سابقه درگیریشان با جمهوری اسلامی ایران بهخاطر بلعیدن منابع ایران مثل منابع نفت، گاز و معادن ما یک سابقه دیرینه است و هیچوقت ما را رها نکردند. چند صد سال است که دنبال این هستند که هم کشورهای منطقه و بهخصوص ایران را که موقعیت ممتازی دارد، تحت سیطره خود درآورند و منابع ما را ببرند. هر زمانی هم که احساس کردند ایران دارد یک حرکت اجتماعی انجام میدهد و به استقلالی میرسد با کودتا، خونریزی، ایجاد مشکل برای مردم ورود کردند و سد راه شدند و دوباره دستنشانده خود را در ایران مستقر کردند تا بتوانند منابع را غارت کنند صراحتاً هم دارند میگویند. الان در ونزوئلا چه اتفاقی افتاد؟ آمریکا رفته آنجا مستقر شده، نفت ونزوئلا را غارت میکند، اورانیوم غنیشده ونزوئلا را به آمریکا برد و آنجا را به قول خودش «ایالت جدید ایالات متحده آمریکا» کرده است.
مردم ما مردمی با شرف، با غیرت و با ۷۰۰۰ سال قدمت فرهنگی دارند و هیچوقت نمیپذیرند که چهار تا آدمی که کل سابقه تاریخیشان به دویست، سیصد سال هم نمیرسد، بخواهند بیایند و به این صورت با مردم ما برخورد کنند. به نظر من مردم ما انتخاب کردهاند که کماکان باید اقتدار داشت، شرف و عزت داشت و باید در مقابل اینگونه تفکرات سلطهگرانه غربی ایستاد و برای آن هم خونبها دادهاند و خواهند داد و محکم خواهند ایستاد.
این طرف غربی است که باید اینقدر هزینه بدهد تا به این جمعبندی برسد که ایران لقمهای نیست که بتواند ان را ببلعد و این اتفاق هم افتاده است. ما شاهد هستیم که تحرکاتی که دشمن کرد، امروز برایش خیلی سخت است که تصمیم بگیرد. مثلاً پروژه «آزادی» را که ترامپ اعلام کرد گفت من میخواهم تنگه هرمز را باز کنم، اما بیشتر از ۲۴ تا ۴۸ نتوانست شعارش را حتی بدهد و بلافاصله گفت من آن را متوقف کردم، چون ما هزینه را برایشان بالا بردیم و بالاتر هم میتوانیم ببریم. هنوز از همه امکاناتمان استفاده نکردیم و مردم هم نشان دادهاند پشت سر این تفکر هستند. اینطور نیست که در مردم راجعبه این موضوع دودستگی وجود داشته باشد مردم همه با هر تفکر و سلیقهای پشت سر این موضوع هستند که باید کماکان مقتدر بماند، یکپارچه بماند. بعد مراقب باشیم دنبال تجزیه نروند و امنیت ایران حفظ شود. مردم اگر نان هم نداشته باشند بخورند، اما امنیت برایشان مهمتر است.
در ۷۰، ۸۰ روزی که از جنگ رمضان میگذرد، مردم هنوز در کف خیابانها هستند. پیامش همین است که ما محکم هستیم و ایستادهایم. این دیگر مسئولین هستند که باید بتوانند به نحواحسن مدیریت کنند. این حمایت مردم حاکی از آن است که مردم کشورشان و نظامشان را دوست دارند البته به این معنا نیست که از وضعیت موجود در کشور راضی هستند. خیلی از مردم انتقاداتی دارند که به حق هم هست. به نظر من، سیستم جدید کشور باید حتماً به این سمت برود که دغدغههای مردم را شناسایی، بررسی و رسیدگی کند و از آن طرف محکم در مقابل دشمن بایستد تا روزی که آنها بخواهند بر ما تسلط پیدا کنند، ما هم باید محکم بایستیم و انشاءالله از این گردنه تاریخی، کشور را عبور دهیم.
ما دقیقاً آن روز جلسه در مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتیم برای ۱۰ که من یکمقدار زودتر رسیدم. پشت گیت پاستور بودیم که برویم داخل که خیلی به محل اصابت نزدیک بودیم و این حادثه اتفاق افتاد.
من همان لحظه که صدا را شنیدم، اولین نگرانیام این بود که اینها قطعاً بیت را زدند، چون استنباطم این بود که اینها یکبار در جنگ ۱۲ روزه آمدند و هزینه زیادی دادند. اینبار اگر بخواهند بیایند، اول مطمئن میشوند که بتوانند رهبر را بزنند، بعد شروع میکنند. همیشه در ذهنم این بود که اینها فقط دنبال زدن رهبر هستند و بعد از آن بهدنبال اغتشاشات خیابانی هستند. آن صدا را که شنیدم، بسیار بسیار متأسف شدم و دائم در ذهنم همین بود و بعدش متأسفانه خبر آمد که رهبر به شهادت رسیدهاند.
در یک مجله آمریکایی عکس شما و سردار رستم قاسمی را انداخته بودند و نوشته بودند که این دو نفر تحریمهای ایران را دور میزنند. امروز شما چه اقداماتی برا دور زدن تحریمها انجام میدهید؟
در حوزه فعالیتهای مهندسی که من اسمش را مهندسی رزمی میگذارم اتفاقات خیلی زیادی باید قبل از جنگ بیفتد. در زمان جنگ مهندسی رزمی کارهایی انجام میدهد، اما آن کار اصلی که مهندسی رزمی باید انجام دهد، قبل از جنگهاست که از یک بخشی از آن به نام پدافند غیرعامل یاد میشود که میتوان گفت که ما کارهایمان را قبلش کردیم؛ یعنی فضاهای زیرزمینی، شهرهای موشکی، فضاهای امن، شیلترهای دریایی و بخشهای مختلفی که امروز باعث شد تابآوری نیروهای مسلح بالا برود از فعالیتهایی بود که در زمانی که درگیری جنگی فیزیکی نبود، الحمدالله با تدبیر و مدیریت خیلی خوب در مجموعه سپاه انجام شد و ما هم درگیر خیلی از این بخشها در مجموعه سپاه و حتی سایر نیروهای مسلح، وزارت دفاع و بخشهای دیگر بودیم و الحمدالله پاسخ گرفتیم و از اقداماتی که انجام شده بود جواب گرفتیم. در دوره جنگ هم من خودم بیشتر رروی بحث جهاد تبیین وقت گذاشتم. مردم هر شب در میادین هستند، نیاز به اطلاعات و دیتا دارند. چنانچه اطلاعات دقیق به آنها نرسد، بعضاً دیدیم که یکسری شایعات و حرفهای ضدونقیض در بین مردم مطرح میشود، دلهره ایجاد میکند و برای وضعیت نظام، وضعیت پیگیریها، مذاکرات نگران میشوند و من بیشتر برروی این موضوعات وقت گذاشتم و سعی کردیم در میادین خدمت مردم باشیم و نفس به نفس آنها باشیم و موضوعاتی که خودمان از مراجع موثق گرفتیم را در اختیار مردم بگذاریم و آن یکپارچگی و انسجام بین مردم کماکان حفظ شود.
با توجه به این که مردم دقیقا زمانی که زیر بمبها و موشکهای آمریکاییها و اسرائیلیها بودند، اما خواستهشان این بود که نباید مذاکره کنیم؛ به نظر شما باید چکار کرد؟
ما باید این را بدانیم که وقتی میگوییم تابع ولی فقیه هستیم، هر تصمیمی که ولی فقیه گرفت، آن بهترین تصمیم خواهد بود. ما حول همان باید حرکت کنیم، نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقبتر.
مشخص است که مذاکرات تا به الان جواب نداده و از این به بعد هم جواب نخواهد داد. چرا؟ چون دو تا تفکر متفاوت و متضاد است. آن طرف آمریکا تمامیتخواه است و حاضر نیست هیچ گونه امتیازی بدهد. این طرف ما بر اصولی ایستادگی میکنیم و نمیخواهیم منافع ملی خود را ذبح کنیم بهخاطر اینکه مثلاً شرایط صلح اتفاق بیفتد. این را در برجام هم دیدیم که امتیاز هم دادیم، اما نتیجهاش چی شد؟، برجام را پاره کردند، اسنپبک را اجرا کردند و فقط ما به تعهداتمان را عمل کردیم و چندین سال اقتصاد کشور شرطی شد و خروجی نگرفت.
در جنگ ۱۲ روزه دوباره ایران به پای میز مذاکره رفت و دوباره شروع کرد به اینکه «دو تا امتیاز بدهم دو تا امتیاز بگیرم»، اما باز متأسفانه آنها در بین مذاکرات حمله کردند، فرماندهان و دانشمندان ما را به شهادت رساندند. دوباره گفتند به سر میز مذاکره برویم و ایران حسن نیت خود را نشان داد و باز دوباره جنگ رمضان اتفاق افتاد و این دفعه رهبر ما را زدند و گستاخیشان را به حد اعلا رساندند. واقعاً با چنین جماعتی مذاکره معنا ندارد. ما باید در میدان تکلیف را مشخص کنیم و آنقدر مقتدر باشیم که وقتی آنها میخواهند قانون جنگل را پیاده کنند و تابع هیچگونه قوانین و مقررات حقوقی و بینالمللی نیستند، اقتدار ما آنها را سر جایش بنشاند.
الحمدالله در جنگی که به نام جنگ رمضان معروف شد، اقتدار جمهوری اسلامی اثبات شد. تمام کشورهای منطقه به این اقتدار اذعان دارند و میدانند که اگر تنش و درگیری جدیدی ایجاد کنند، هزینهای که پرداخت خواهند کرد بسیار سنگین خواهد بود. اخیراً هم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد این بار اگر درگیری اتفاق بیفتد، دیگر منطقهای نخواهد بود و اینبار فرامنطقهای خواهد بود لذا این اقتدار است که برای ما دستاورد ایجاد میکند.
در سایه این اقتدار ما باید حرفهایمان را هم بزنیم یعنی اگر ما نرویم مذاکره و مباحثمان را مطرح نکنیم، دشمن از این موضوع سوءاستفاده میکند. درست است که میدانیم به نتیجه نمیرسد، اما نرفتن به مذاکره هم کار اشتباهی است. ما باید برویم و حرفهایمان را بزنیم و محکم بر سر مواضعمان بایستیم و از آنطرف دست بر ماشه برای دفاع از کشور آماده باشیم و پشت سر رهبر در چارچوبی که ایشان تعریف کردند در همین چارچوب حرکت شود.
نحوه مدیریت آقای قالیباف و آقای عراقچی در مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
من فکر میکنم کاملاً در آن چارچوبی که رهبر تعیین کردند، این بزرگواران دارند فعالیت میکنند. اصلاً یک اتفاق خوبی که در جنگ رمضان افتاد این بود که دولت، مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری و تمام ارکان نظام همه با هم همدل و همسو شدند. درست است یکسری اختلافات در دیدگاههای سیاسی بین مسئولین هست، اما در ارتباط با این موضوع اتفاق خوبی افتاد. از آن طرف همه در همان چارچوبی که رهبری خیلی شفاف در اربعین رهبر شهیدمان چارچوبهایی را اعلام کردند و تیم مذاکرهکننده همانها را بیان کرد و خارج از آن هیچگونه حرکتی نکرد و فقط دارد همان چارچوب را تبیین میکند و در همان جهت حرکت میکند. دشمن هم خیلی عصبی شده و میگوید: «اینها اصلاً کوتاه نمیآیند از مواضعشان.» چرا؟ چون مواضع مشخص، شفاف، درست، مستدل و در همان چارچوبی است که رهبر فرمودند.
من فکر میکنم تیم مذاکرهکننده هم در همان چارچوب حرکت کرده و مردم باید خیالشان راحت باشد، نگران نباشند که مثلاً شاید یکی برود خلاف این مواضع بخواهد مطرح کند. دولت و مجلس بهصورت همسو دارند حرکت میکنند و بهدنبال این هستند که منافع ملی را رعایت کنند و وضعیت به نظر من خیلی منسجم پیش میرود.
با توجه به بسته شدن تنگه هرمز چقدر زمان لازم است تا اقتصاد دنیا به حالت قبل از جنگ رمضان برگردد؟
قطعاً زمان زیادی میبرد چون واقعاً نشان داد که اهمیت تنگه هرمز چقدر است. شاید خود ما هم باور نمیکردیم که بستن تنگه هرمز اینقدر روی زندگی کل مردم دنیا اثر بگذارد و وضعیت اقتصادی جهان را به هم بریزد. خصوصاً زیرساختهایی که در خلال جنگ زده شد و اگر جنگ بخواهد ادامه پیدا کند بیشتر زده خواهد شد. این چیزی است که سالها گریبان دنیا را خواهد گرفت و اینکه امروز آنها احتیاط میکنند و تا به الان درگیری جدید را شروع نکردند علتش همین است.
اگر هر کسی کوچکترین عقل اقتصادی داشته باشد و چرتکهای بندازد، متوجه میشود که چقدر این تنگه میتواند روی انرژی، کشاورزی و مواد غذایی کل دنیا اثرگذار باشد کمااینکه الان اثرش را در سفرههای مردم کل دنیا را نشان میدهد. این جایگاهی است که ایران یکبار هزینهاش را داده و امروز که ما کنترلش را گرفتیم، باید به نظر من این کنترل را حتماً حفظ کنیم البته ما باید امنیت ایجاد کنیم و کشتیرانی در تنگه هرمز در آینده برابر آن چارچوبی که جمهوری اسلامی معرفی کرده با امنیت کامل برقرار خواهد شد و ایران تضمینکننده امنیت خواهد بود. منتها اینجا جایگاهی است که اگر چنانچه دشمن بخواهد زور بگوید، قلدری کند و آزاری به مردم ما برساند، این دیگر جایگاهی است که همه دنیا میدانند که ایران هم توانمدی آن را دارد و هم این نیت را دارد که از این ابزار خود بتواند به نحو احسن استفاده کند.
زیرساختهایی که هدف قرار گرفت، چقدر زمان میخواهد تا بازسازی شوند؟ و از آن مهمتر، آیا توان بازسازی در داخل میبینید یا باید از خارج کمک بگیریم؟
یکسری از مجتمعهای فولادسازی، مجتمعهای پتروشیمی و یکسری زیرساختهای راهآهن و پل و اینها آسیب دیده که اولاً توان بازسازی اینها در کشور وجود دارد.
وقتی پالایشگاه ستاره خلیج فارس را که بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان است با مهندسی بومی و با اجرای تیمهای پیمانکاری ایرانی ساختیم و تجهیزاتش را ۷۰ درصد ایرانیسازی کردیم، این نشاندهنده این است که این توان در داخل کشور وجود دارد. شاید حالا یک قطعه، یک موتور خاصی، یک تجهیزات خاصی نیاز باشد که وارد شود، که وارداتش هم کاری ندارد و خیلی راحت میشود اینها را وارد کرد. به نظر اگر یک مقدار اعتبارات برای این موضوع در نظر گرفته شود، این کارها قابل انجام است البته نمیگویم که یک شبه انجام میشود چون هر کدام از اینها بسته به نوع کاری که قرار است اتفاق بیفتد، شاید زمانبندی خاص خودش را داشته باشد، اما فکر میکنم ظرف یک سال ما کاملاً بتوانیم این بازسازی را انجام دهیم و حتی بهتر هم بسازیم، چون تکنولوژیها عوض شده و بهروز شده است. میتوانیم با تکنولوژی خیلی جدیدتری اینها را بسازیم و محدودیت و مشکلی بابت بازسازی صنایع نداریم.