اصولنامه محاکمات جزایی (طالبان افغانستان) - پایگاه خبری اختبار

خلاصه هوشمند DeepLaw
اصولنامه محاکمات جزایی مصوب رجب ۱۴۴۷ دی ۱۴۰۴ هبة الله اخند زاده رهبر طالبان افغانستان است که به عنوان مستند حقوق جزای افغانستان تحت حاکمیت طالبان تنظیم و منتشر شده است اصولنامه محاکمات جزایی (طالبان افغانستان) در پایگاه خبری اختبار منتشر شد.

مصوب ۱۵ رجب ۱۴۴۷ قمری (۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ خورشیدی) رهبر طالبان افغانستان

مقدمه شامل اصول و قوانین، اصطلاحات و مراجع تطبیق است.

در این اصولنامه، مقصود از اصول و قوانین، اصول و قوانینی است که توسط امیرالمؤمنین عالی رتبه شیخ القرآن و الحدیث مولوی هبه‌الله آخند‌زاده حفظه‌الله تأیید یا توضیح داده شده باشد.

۱. حق‌الله: حقی که نفع آن عمومی و اختصاص به شخص خاصی ندارد و به جهت عظمتش به خداوند نسبت داده می‌شود.

۲. حق‌العبد: حقی که نفع و ضرر آن به شخص بازمی‌گردد و مربوط به امور عمومی نیست.

۳. دُره: ابزار مشخصی است که قاضی در اجرای حد و تعزیر از آن استفاده می‌کند.

۴. خبر عادل: گفته فردی که بسیار منصف است، متعصب نیست، از گناهان کبیره پرهیز می‌کند و بر گناهان صغیره مداومت نمی‌ورزد.

۵. اختطاف: ربودن شخص به زور برای منفعت شخصی یا ضرررساندن به مخطوف.

۶. موسر: شخص بی‌نیازی که گرفتن زکات برای او حرام است.

۷. معسر: شخص نیازمندی که گرفتن زکات برای او جایز است.

۸. مبتدع: شخصی که عقیده‌اش مخالف عقیده اهل سنت و جماعت است.

۹. قباله: سندرسمی که برای ثبت و تأیید اموال غیرمنقول مطابق قوانین نافذه تنظیم می‌شود.

۱۰. وثیقه: سند معتبری که به تأیید قاضی رسیده و برای تضمین تنظیم می‌شود.

۱۱. ساعی بالفساد: شخصی مانند جادوگر، لواط‌کار، راهزن، باغی و قاطع‌الطریق که ضررش عمومی است و جز با کشتن اصلاح نمی‌شود.

۱۲. متهم: شخصی که یک یا دو شاهد عادل یا مستورالحال علیه او شهادت داده‌اند.

۱۳. مجرم: شخصی که به دلیل ارتکاب جرمی از جرائم این اصولنامه به مجازات محکوم شده است.

۱۴. جعل و تزویر: ساختن نوشته، سند، مهر یا امضای دیگری برخلاف واقع، یا تغییر در محتوای اسناد رسمی.

۱۵. متکبر مجرم: مجرمی که پس از صدور حکم قطعی مجددا همان جرم را مرتکب شود.

۱۶. ارفان درمل: داروهای ویژه‌ای که برای درمان، پیشگیری و تشخیص بیماری‌های نادر به کار می‌روند.

۱۷. روغتیایی محصولات: لوازم و تجهیزات پزشکی، مواد خوراکی پزشکی، داروها، مواد شیمیایی آزمایشگاهی و سایر کالاهای بهداشتی.

۱۸. تخلف عادی کیفیت: تخلفی که پس از آزمایش، کیفیت کالا با استاندارد مغایرت داشته و به اقتصاد مصرف کننده ضرر برساند.

۱۹. تخلف متوسط کیفیت: تخلفی که علاوه بر ضرر اقتصادی، به محیط زیست نیز آسیب برساند.

۲۰. تخلف شدید کیفیت: تخلفی که علاوه بر موارد فوق، به سلامت انسان نیز آسیب برساند.

محاکم امارت اسلامی، مراجع تطبیق این اصولنامه هستند.

۱. حد مقدّر و معلوم است؛ تعزیر به نظر امام واگذار شده است.

۲. حدود با شبهه ساقط می‌شود؛ تعزیر با شبهه نیز ثابت می‌شود.

۳. حد بر صغیر جاری نمی‌شود؛ تعزیر برای تأدیب داده می‌شود.

۴. حد برای مسلمان و ذمی هر دو «حد» نامیده می‌شود؛ تعزیر برای ذمی «عقوبت» نامیده می‌شود.

۵. حد به امام مرتبط است؛ تعزیر را مأمور و حاکم نیز می‌تواند اجرا کند.

۶. هر مسلمان که گناهکاری را در حین ارتکاب گناه در حقوق‌الله ببیند، حق تعزیر دارد؛ ولی حق اجرای حد را ندارد.

۷. بازگشت از اقرار در تعزیر صحیح نیست؛ در تمام حدود جز قذف صحیح است.

۸. در حد، مشهودٌعلیه تا زمان تحقیق درباره شهود زندانی می‌شود؛ در تعزیر زندانی نمی‌شود.

۹. گذشت امام پس از ثبوت حد جایز نیست؛ گذشت در تعزیر در حقوق‌الله خالص به مصلحت جایز است.

۱۰. شفاعت پس از ثبوت در حد جایز نیست؛ در تعزیر جایز است.

۱۱. حدود جز قذف با گذشت زمان و بدون عذر ساقط می‌شود؛ تعزیر ساقط نمی‌شود.

۱۲. در حقوق‌العباد، تعزیرات تداخل نمی‌پذیرد؛ در حدود اگر از یک جنس باشند تداخل می‌پذیرد.

۱۳. حدود به وارث به ارث نمی‌رسد؛ تعزیر و قصاص می‌رسد.

۱۴. در حقوق‌الله خالص، درخواست کفیل جایز نیست؛ در تعزیرات جایز است.

۱۵. در اجرای حدود، قصاص و دیه فقط به جرم توجه می‌شود؛ در تعزیرات به نوع جرم و شخصیت مجرم توجه می‌شود.

در حقوق‌الله و حقوق‌العباد، جرم با طرق زیر ثابت می‌شود:

۱. در حقوق‌الله: اقرار، بینه، قرائن قطعی و خبر عادل.

۲. در حقوق‌العباد: اقرار، بینه، نکول و قرائن قطعی؛ اما قصاص با نکول و قرائن ثابت نمی‌شود.

۲. در اموری که نیاز به دیدن و شنیدن دارد (نکاح، بیع، اجاره، طلاق…) باید بر اساس دیدن و شنیدن باشد.

۳. اگر شهادت تنها بر اساس علم باشد، با شرایط زیر معتبر است:

– علم شاهد از طریق اخبار متواتر حاصل شده باشد که دروغ بودن آن محال عقلی باشد.

اگر کسی به دیگری الفاظ مستحق تعزیر مانند «فاسق» بگوید، شهود او برای رهایی از تعزیر پذیرفته نیست.

۲. تعزیر اشراف (مشایخ قبایل، تجار): با تذکر و احضار به محکمه.

۴. تعزیر فرودستان جامعه: با تهدید و ضرب؛ اما اگر ضرب به حداکثر (۳۹ ضربه) برسد، نباید بر یک نقطه بدن زده شود.

ماده ۱۱: احکام مربوط به تعزیر در حق‌الله و حق‌العبد

۱. اگر حق‌الله و حق‌العبد جمع شد، قاضی اول حق‌العبد را احقاق می‌کند.

۲. در حقوق‌الله، تعزیر وقتی لازم است که اصلاح مجرم بدون آن ممکن نباشد؛ اگر آثار توبه ظاهر شد، قاضی می‌تواند تعزیر را ترک کند.

۳. در حقوق‌العباد، صلح، عفو و ابراء از سوی صاحب حق صحیح است.

۴. در حقوق‌الله، تعزیر نیاز به مدعی ندارد؛ مدعی و شاهد هر دو با شرط عدالت یکسان‌اند. مخبر عادل با شرط مشاهده و یقین به جای شاهد است.

۵. در حق‌العبدی که تعزیر آن منوط به دعواست، کس جز قاضی نمی‌تواند تعزیر کند.

قاضی باید مکان‌هایی که مفسدان و فاسقان عادتا در آن فساد می‌کنند را تعزیراً نابود کند.

این جنایات شامل تکرار زنا، تکرار لواط، تکرار قتل با خفگی و تکرار سرقت است.

برای هر جنایتی که حد مقرر ندارد، تعزیر داده می‌شود؛ اعم از آزاد یا برده، مرد یا زن، مسلمان یا کافر، بالغ یا صغیر عاقل. تعزیر صغیر برای تأدیب است.

اگر مسلمان به پیامبر اسلام یا دیگر انبیاء توهین کند، مرتد و مستحق تعزیر زیر است:

۲. اگر توبه کند، پس از توبه به شش سال حبس محکوم می‌شود.

ماده ۱۷: تعزیر برای توهین‌کننده به روزهای مقدس، شعائر اسلامی و علما

۲. تمسخر احکام شرعی و شعائر اسلامی: اگر عمدی باشد، دو سال حبس.

۳. گفتن اینکه به اقوال فقها عمل نمی‌کنم یا قول علما قابل قبول نیست: اگر عمدی باشد، دو سال حبس.

شورشگر علیه امام به ۳۹ ضربه و یک سال حبس محکوم می‌شود.

۱. اگر امام به کاری مباح امر کند، انجام آن واجب و مخالف مستحق تعزیر است.

۲. اگر امام از کاری مباح نهی کند، انجام آن حرام و مخالف مستحق تعزیر است.

ماده ۲۰: تعزیر برای متخلفان از فرامین امیرالمؤمنین با عزل تخلف از فرامین امیرالمؤمنین توسط کارمندان و مسئولان، موجب عزل از خدمت است.

ماده ۲۱: تعزیر برای مخالف امر آمر در ادارات مخالفت مجاهد، عسکر یا کارمند با امر آمر بدون عذر موجه:

ترک وظیفه دولتی بدون عذر شرعی در وقت مقرر، جرم است و تعزیر مطابق مراتب ماده ۹ داده می‌شود.

۱. توهین به کارمندان عمومی در حین انجام وظیفه: ۱۰ روز حبس.

۲. توهین به رؤسای منصوب امارت: ۲۰ ضربه و شش ماه حبس.

ماده ۲۴: تعزیر برای اقدام نکردن علیه مخالفان و اطلاع ندادن

اگر شخصی از جلسات و مشورت‌های خرابکارانه مخالفان نظام اطلاع یابد و نه اقدام کند و نه اطلاع دهد، به دو سال حبس محکوم می‌شود.

ماده ۲۵: تعزیر برای پناه‌دهنده به محاربان، راهزنان و باغیان

پناه‌دهنده به محاربان و مفسدان، به ۳۹ ضربه و پنج سال حبس محکوم می‌شود.

در افغانستان، مقلدان مذهب حنفی نمی‌توانند از آن خارج شوند؛ خارج‌شونده به دو سال حبس محکوم می‌شود.

مبتدعی که بدعت را تبلیغ کند و به حکومت و مردم ضرر برساند، به ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود.

ماده ۲۸: تعزیر برای مفتی حیطه‌گر، پزشک جعلی و متخلفان

۱. قاضی باید پزشک و مفتی جعلی را منع کند؛ در صورت تکرار، یک ماه حبس.

۲. علما و معلمانی که در آموزش احکام ضروری و عقاید صحیح کوتاهی کنند، و دانش‌آموزانی که در یادگیری آن‌ها غفلت کنند، مطابق مراتب ماده ۹ تعزیر می‌شوند.

۲. اختلاس در اموال بیت‌المال: شش ماه حبس علاوه بر استرداد مال.

معلمی که کودک را به گونه‌ای بزند که استخوانش بشکند یا بدنش کبود شود، عزل و تعزیر می‌شود.

ماده ۳۱: تعزیر برای زننده یا بی‌احترام‌کننده به پدر و مادر

زننده یا بی‌احترام‌کننده به پدر و مادر به ۱۰ ضربه و پنج ماه حبس محکوم می‌شود.

اگر شوهر، زن خود را به حد فاحش (شکستگی، زخم، کبودی) بزند و زن ادعایش را ثابت کند، شوهر به ۱۵ روز حبس محکوم می‌شود.

اگر شوهر از لعان کردن با زنش انکار کند، به یک سال حبس محکوم می‌شود تا تکذیب کند یا لعان نماید.

ماده ۳۴: تعزیر برای زن و پدرش در مورد عدم بازگشت به خانه شوهر

اگر زن بدون اجازه شوهر به خانه پدر برود و بماند و پدر با وجود درخواست شوهر و حکم قاضی، زن را تحویل ندهد، هر دو به سه ماه حبس محکوم می‌شوند.

۱. پدر و جد در دین خود حبس نمی‌شوند؛ اما در صورت نپرداختن نفقه کودک صغیر، بالغ معیوب، یتیم یا دختر مجرد، به سه ماه حبس محکوم می‌شوند.

۲. کودکی که پدر یا وصی ندارد، به دلیل دین حبس نمی‌شود؛ اما اگر پدر یا وصی مانع پرداخت از مال کودک شود، به جای کودک دو ماه حبس می‌شوند.

اگر کسی به مسلمان دیگری فاسق، خبیث، کافر بگوید یا او را به زنا با حیوان متهم کند، به یک ماه و نیم حبس محکوم می‌شود.

ماده ۳۷: تعزیر برای برقرارکننده رابطه نامشروع با نامحرم

هر کس با نامحرم رابطه نامشروع (لمس، دست دادن، بغل کردن) برقرار کند، به یک سال حبس محکوم می‌شود.

نگاه کردن، اشاره کردن، توصیف بدن یا پرسیدن حال همسایه، جرم است و مرتکب به یک ماه حبس محکوم می‌شود.

ضرر رساندن به همسایه (ساخت چاه نزدیک خانه، ریختن زباله جلوی در، قفل کردن در) جرم است؛ در بار اول ۴۰ روز، در صورت تکرار دو ماه حبس.

کسی که در محل اتهام با فاسقان و شریران نشست و برخاست کند، به یک ماه حبس محکوم می‌شود؛ در صورت تکرار، دو برابر.

ماده ۴۱: تعزیر برای خورنده روزه و شراب‌دهنده در روزه

۱. خوردن روزه در ماه رمضان بدون عذر عمدی: ۲۰ ضربه و دو ماه حبس.

۲. نوشیدن شراب در ماه رمضان در روز: علاوه بر حد، ۲۰ ضربه تعزیری.

۱. ربودن کودک یا بزرگسال برای منفعت شخصی یا ضرر: ۱۰ سال حبس.

قاچاق انسان: بار اول یک سال، بار دوم دو سال، بار سوم سه سال حبس.

۱. قاتل عمد پس از عفو، اگر مشهور بالفساد باشد، یک سال حبس.

۳. قتل عمد با نکول ثابت نمی‌شود؛ متهم برای اقرار یا قسم یک سال حبس می‌شود.

۱. دادن مواد مخدر و گرفتن مال: پنج سال حبس علاوه بر ضمان مال.

۲. دادن زهر در خوراکی که موجب مرگ شود: پنج سال حبس.

زخمی‌کننده‌ای که نیاز به ارش دارد: شش ماه حبس برای نشان دادن آثار توبه.

۱. کسی که در سرقت، قتل یا زنا مشهور باشد: تا یک سال حبس برای نشان دادن آثار توبه.

۲. مجرمانی که مکررا به جان و مال مردم ضرر می‌زنند: حبس تعزیری تا ظهور آثار توبه.

۴. سارق پس از دو بار حد، در بار سوم: پنج سال حبس (حد جاری نمی‌شود).

تعزیر بدون جنایت نیز برای مصلحت جایز است (مثلا تعزیر پدر برای ترک نماز کودک ده ساله). مطابق مراتب ماده ۹ است.

۱. قاضی که پس از تکمیل شرایط حکم، آن را به تأخیر بیندازد (بدون عذر شرعی): ۱۰ روز حبس در محکمه دیگر.

۲. قاضی که حکم غلط را به شوخی صادر کند: سه ماه حبس در محکمه دیگر.

اگر مدعی و مدعی‌علیه در حضور قاضی یا در محکمه مشاجره لفظی یا فیزیکی کنند، شروع‌کننده پنج روز و طرف مقابل سه روز حبس.

اگر مدعی در حضور قاضی به دروغ بودن دعوایش اقرار کند، یک ماه حبس.

اگر ثابت شود دعوی مدعی دروغ است، علاوه بر خسارت، سه ماه حبس.

شاهد دروغین علاوه بر تشهیر، به ۴۰ ضربه محکوم می‌شود.

۲. عدم حضور در مجلس قضا با وجود احضار قاضی: یک ماه حبس.

کسی که با وجود توانایی، نفقه واجب دیگری را نپردازد، یک سال حبس تا زمان پرداخت.

۱. کفیل‌النفسی که مکفول‌عنه را در وقت معین حاضر نکند: سه ماه حبس.

۲. اگر مکان غائب معلوم نباشد، کفیل مسئول نیست؛ اگر معلوم باشد، مهلت می‌گیرد و در صورت عدم حضور، سه ماه حبس.

۳. اگر کفیل به درخواست مدیون حبس شود، اصیل چهار ماه حبس می‌شود.

۱. رشوه‌گیرنده و رشوه‌دهنده هر دو به عزل و یک سال حبس محکوم می‌شوند.

زن مرتد برای قبول اسلام به حبس ابد و هر سه روز ۱۰ ضربه محکوم می‌شود.

رقاصان (پسر، دختر) و تماشاگران رقص هر کدام دو ماه حبس.

لواط‌کننده دو سال حبس؛ اگر عادت داشته باشد، با اجازه امام کشته می‌شود.

تخریب‌کننده اموال عمومی (پل، جاده…) علاوه بر جبران خسارت، دو ماه حبس.

ماده ۶۲: تعزیر برای فروشنده و خریدار اعضای بدن انسان

ماده ۶۳: تعزیر برای داخل‌شونده به حریم دیگر بدون اجازه

ورود به خانه یا محل سکونت دیگری بدون اجازه یا مصلحت شرعی: دو ماه حبس.

اگر کسی با اجازه وارد حریم دیگری شود و سپس سرقت کند، علاوه بر ضمان مال، دو سال حبس.

اگر گروهی سرقت کنند و سارق اصلی مشخص نباشد، هر کدام دو سال حبس.

آزار بی‌جهت خانواده مجرم به دلیل جرم وی: سه ماه حبس.

قاضی محتکر را مجبور به فروش ذخیره می‌کند؛ در صورت امتناع، یک ماه حبس.

۲. قاضی می‌تواند زندانی را به ۱۰ روز حبس در سلول انفرادی محکوم کند.

انکارکننده قسم در قسامه یک سال حبس تا زمان اقرار یا قسم.

غاصبی که از بازگرداندن مال انکار کند، یک سال حبس ( حتی اگر در طول سال مال را برگرداند).

اگر زندانی بدهکار با کمک نگهبان فرار کند و دیگر قابل دسترسی نباشد، نگهبان ضامن دین می‌شود.

قاضی نظرزن را منع می‌کند؛ در صورت انکار، تا یک سال در خانه حبس می‌شود.

۱. اسلحه سبک (غیر از ام‌فور) کمتر از یک میل: یک سال حبس، اسلحه به بیت‌المال.

۴. بیش از یک میل اسلحه سنگین: به ازای هر میل دو سال حبس.

۵. تجهیزات نظامی: یک سال حبس، تجهیزات به بیت‌المال.

۶. اگر تجهیزات شخصی باشد، نابود می‌شود و بر اساس قیمت مجازات می‌شود:

 بیش از ۱٫۰۰۰٫۰۰۰: به ازای هر ۱۰۰٫۰۰۰یک سال حبس ( حداکثر هفت سال)

ماده ۷۸: تعزیر برای خرید و فروش اسلحه شخصی غیرقانونی

۱. اسلحه غیرقانونی کمتر از یک میل: شش ماه حبس و نابودی اسلحه.

۲. بیش از یک میل: به ازای هر میل شش ماه حبس. در صورت تکرار، یک سال حبس. حداکثر هفت سال.

۱. دین با شهود یا نکول ثابت شود و طلبکار درخواست حبس کند: دو ماه حبس.

۲. دین با اقرار ثابت شود و مدیون از پرداخت امتناع کند: چهار ماه حبس.

۱. اگر اعسار یا یسار مدیون مشتبه باشد، سه ماه حبس برای تحقیق. اگر غنی باشد یک سال، اگر فقیر باشد آزاد.

۳. معسر مدیونی که به موسر بدهکار است ولی طلب نمی‌کند: چهار ماه حبس.

۱. اگر مدیون پس از حبس ادعا کند دین را نقد پرداخت کرده، قاضی می‌تواند با اخذ ضامن او را آزاد کند.

۲. اگر طلبکار غائب شود و مدیون معسر باشد، با ضمانت آزاد می‌شود.

۳. زدن، زنجیر کردن، تحقیر مدیون ممنوع است، مگر ترس از فرار باشد.

۴. ملاقات قانونی بستگان و همسایگان با مدیون در زندان ممنوع نیست؛ اما ملاقات آزاد مطلق مجاز نیست.

۵. اگر طلبکار فوت کند و اولاد صغیر داشته باشد، مدیون تا اخذ ضمانت برای حق آنان آزاد نمی‌شود.

۶. قاضی می‌تواند برای پرداخت دین، اول اموال منقول مدیون را بفروشد، سپس زمین و خانه.

۷. اگر طلبکار مدعی غنی بودن مدیون شود و مدیون ادعای فقر کند، هر کدام با شاهد ثابت کند.

ماده ۸۲: جعل و تزویر در فرامین، احکام، هدایت‌ها، مصوبات و احکام محاکم

۲. جعل امضا و مهر اشخاص و ادارات مذکور: سه سال حبس.

۵. اگر مرتکب کارمند دولت باشد، دو سال به حبس اضافه می‌شود.

۱. جعل در مکتوب، مهر و امضای معاونان رئیس‌الوزرا، وزیران، رؤسای مستقل، والیان و قوماندانان امنیه ولایت: یک سال و نیم حبس.

۲. جعل در مکتوب، مهر و امضای معاونان وزارت، رؤسای مرکز محکمه عالی، معاونان رؤسای مستقل: یک سال حبس.

۳. استفاده از اسناد جعلی با علم در بند ۱: یک سال و نیم حبس.

۴. استفاده از اسناد جعلی با علم در بند ۲: یک سال حبس.

۶. اگر مرتکب کارمند دولت باشد، شش ماه به حبس اضافه می‌شود.

ماده ۸۴: جعل و تزویر در مکتوب، امضا و مهر رؤسا، ولسوالان و قوماندانان امنیه ولسوالی

۴. اگر مرتکب کارمند دولت باشد، سه ماه به حبس اضافه می‌شود.

۳. جعل در اسناد سایر ادارات رسمی، مدارس، مکاتب و بانکها: دو سال حبس.

۶. اگر مرتکب کارمند دولت باشد، شش ماه به حبس اضافه می‌شود.

ماده ۸۶: جعل و تزویر در اسناد مؤسسات خصوصی و غیردولتی عام‌المنفعه

۱. تزویر در قباله و وثیقه یا استفاده با علم: سه سال حبس.

۲. یا رواج اسکناس جعلی: ‌کننده دو سال، رواج‌دهنده یک سال حبس.

۲. مخلوط کردن کالای بد با خوب یا فروش بد به نام خوب: یک سال حبس.

۳. فروش داروی بی کیفیت به نام خوب یا تغییر تاریخ دارو: یک سال حبس و نابودی دارو.

۶. فروش یا دادن گوشت حیوان حرام یا مرده: یک سال حبس و ضرب و تشهیر.

ماده ۸۹: مجازات تولیدکنندگان و واردکنندگان مواد غذایی بی‌کیفیت

مجازات بر اساس نوع تخلف (عادی، متوسط، شدید) و مقدار کالا شامل تعلیق جواز و حبس است.

ماده ۹۰: تعزیرات واردات بدون جواز مواد غذایی و بهداشتی

۲. مسافری که دارو بدون نسخه برای تجارت بیاورد: نابودی و تعهد کتبی.

مجازات‌های مختلف از جمله نابودی کالا، تعلیق فعالیت، لغو جواز و حبس برای مواردی مانند واردات بدون ثبت، فروش قبل از آزمایش، عدم واردات به موقع، دادن امتیاز به پزشکان و… [متن فارسی از پایگاه خبری اختبار کپی شده است]

۲. اعضای مسلح که مقاومت کنند: ۱۰ سال حبس و نابودی کالا.

ماده ۹۳: مجازات مرتکبان جعل و تزویر در امور معیار و کیفیت

شامل جعل مکتوب، مهر، برچسب، پاکت و… با مجازاتهای حبس از شش ماه تا دو سال.

حبس از شش ماه تا هفت سال بر اساس مقدار (به تعداد قرص یا وزن).

خریدار، فروشنده، نگهدار، انتقال‌دهنده: حبس از یک سال تا هفت سال بر اساس وزن.

تولید، فروش، انتقال و نوشنده (اگر حد ساقط باشد): دو سال حبس و ۳۹ ضربه؛ نابودی شراب و وسایل نقل.

مواد مخدر ممنوعه باید با حضور هیئت موظف نابود شوند.

در صورت عدم شناخته‌بودن درجه، قاضی مطابق مشابهت حکم می‌کند (مثلا مانند قرص کا، چرس یا تیزاب).

ماده ۱۱۲: مجازات منسوبان امارت اسلامی در مورد مواد مخدر

۱. منسوبی که مواد مخدر کشت یا حمل کند، مجازات می‌شود و سلاح و وسایلش ضبط می‌شود.

مواد مخدر دارای جواز قانونی، از مجازاتهای این اصولنامه مستثنی هستند.

تعدیل یا لغو احکام این اصولنامه فقط با نظر امیرالمؤمنین است.

این اصولنامه از تاریخ توشیح نافذ است و در جریده رسمی منتشر می‌شود. کلیه اصولنامه‌هایی که توسط امیرالمؤمنین تأیید، منظور یا توشیح نشده‌اند، ملغی هستند.

منبع: سایت اختبار
این خبر توسط DeepLaw فرآوری و انتشار شده است
مشاهده اصلی