۲۰۲۵؛ سال افشای همدستی گسترده شرکتهای فناوری در جنایتهای رژیم صهیونیستی
تحقیقات رسانهها از ابتدای سال ۲۰۲۵ فاش کردند که مایکروسافت در کنار سایر شرکتهای بزرگ فناوری، روابط خود را با بهطور قابل توجهی گسترش داده است.
از آن زمان، گاردین یک مجموعه تحقیقاتی تکاندهنده را که با همکاری مجله +۹۷۲ و نشریه لوکال کال تهیه شده، منتشر کرده است که جزئیات آنچه خبرنگاران آن را رابطهای متقابلا تقویتکننده بین سیلیکونولی و ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی توصیف میکنند، شرح میدهد.
این تحقیقات نشان دادند که چگونه عملیات نظامی رژیم صهیونیستی بهطور فزایندهای به فناوریهای تجاری توسعهیافته توسط برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان متکی شده است.
یکی از تحقیقات نشان داد که یک سیستم نظارت گسترده رژیم صهیونیستی تقریبا همه تماسهای تلفنی فلسطینیان را جمعآوری و در زیرساخت ابری مایکروسافت ذخیره کرده است. این گزارش باعث ایجاد یک تحقیق داخلی شد که در نهایت به قطع دسترسی رژیم صهیونیستی به برخی از فناوریهای مایکروسافت منجر شد.
گزارش دیگری نشان داد که نظامیان اشغالگر سیستمی شبیه به چت جیپیتی ChatGPT را برای تجزیه و تحلیل دادههای بهدست آمده از طریق جاسوسی از فلسطینیان توسعه دادهاند. یک تحقیق جداگانه نشان داد که گوگل و آمازون شرایط غیرمعمول و گستردهای را پذیرفتهاند تا یک قرارداد بزرگ محاسبات ابری را با رژیم صهیونیستی تضمین کنند.
از محققان خواسته شد تا درمورد آنچه در طول سال ۲۰۲۵ آموختهاند، از جمله نحوه استفاده از این فناوریها در ، اینکه آیا چنین مشارکتهای شرکتی-نظامی پایدار هستند یا خیر، و اینکه یافتهها درمورد آینده جنگ چه میگویند، تامل کنند.
یکی از محققان گفت که ارتش رژیم صهیونیستی مدتهاست که بر و کلانداده تاکید دارد، روندی که ارتباط نزدیکی با اشغال سرزمینهای فلسطین دارد و حجم عظیمی از اطلاعات را تولید میکند. او گفت آنچه پس از ۷ اکتبر (۱۵ مهر ۱۴۰۲) تغییر کرد، مقیاس این روند بود.
ارتش رژیم صهیونیستی درحالی که دهها هزار نیروی ذخیره را بسیج میکرد، به دنبال حمله به صدها هدفی بود که ادعا میکرد روزانه در غزه «هدف» هستند. این افزایش بهطرز چشمگیری تقاضا را برای سیستمهای فناوری افزایش داد و زمینهای را برای شرکتهای بزرگ فناوری ایجاد کرد تا نقش بیشتری ایفا کنند.
این محقق اضافه کرد: تقاضا نه تنها برای ذخیرهسازی دادهها، بلکه برای ابزارهای تحلیلی مورد استفاده برای پردازش اطلاعات در زمان جنگ نیز افزایش یافته است.
او بر اهمیت «ذخیرهسازی حبابی» که امکان ذخیرهسازی و پردازش حجم عظیمی از دادههای اطلاعاتی خام را فراهم میکند، تاکید کرد.
این محقق توضیح داد که جمعآوری طولانیمدت تماسهای تلفنی فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی به ظرفیت ذخیرهسازی و پردازش عظیمی نیاز دارد، بهویژه هنگام نگهداری صدا، تصاویر و ویدیوها برای مدت طولانی.
برخلاف ابردادههای افشاشده در افشاگریهای ادوارد اسنودن، این فایلها از نظر داده بسیار سنگین بودند و به زیرساختهای خارجی نیاز داشتند. در کرانه باختری، منابع به خبرنگاران گفتند که این اطلاعات گاهی اوقات برای اعمال فشار بر فلسطینیان استفاده میشد. در غزه، ارتباطات شنود شده همچنین در حملههای هوایی که به شهادت غیرنظامیان منجر شد، مورد استفاده قرار میگرفت.
او با توضیح اینکه ارائهدهندگان آمریکایی خدمات ابری به ارتش رژیم صهیونیستی امکان ذخیره و تجزیهوتحلیل مجموعه دادههای عظیم را میدهند، گفت: بنابراین دادهها قدرت هستند و دادهها کنترل هستند که پیامدهای مستقیمی برای فلسطینیان در محل دارد.
یک محقق دیگر به یوسی ساریل، رئیس سابق واحد ویژه ۸۲۰۰ ارتش رژیم صهیونیستی اشاره کرد که کتابی با نام مستعار منتشر کرد که بعدا به او نسبت داده شد. ساریل در آن کتاب استدلال کرد که ارتشها باید روابطی را با شرکتهای فناوری مشابه روابطی که با پیمانکاران نظامی سنتی مانند بوئینگ یا لاکهید مارتین دارند، برقرار کنند.
ساریل گوگل، آمازون و مایکروسافت را برای جنگ و نظارت و جاسوسی، تقریبا به همان روشی که شرکتهایی که جت، بمب یا موشک تولید میکنند، ضروری میدانست. گزارشهای بعدی نشان داد که چگونه عناصر این دیدگاه پیش و پس از ۷ اکتبر، در غزه و کرانه باختری اجرا شد.
این محقق گفت که هوش مصنوعی به رژیم صهیونیستی اجازه میدهد تا اثرهای بمباران گسترده را تکرار کند و در عین حال ظاهر یک کارزار دادهمحور را با اهداف مشخص حفظ کند.
در غزه، سیستمهای هوش مصنوعی تقریبا به هر فردی که شماره تلفن داشت، امتیاز میدادند و احتمال اینکه آنها عضو حماس یا جهاد اسلامی باشند را بدون مدرک تخمین میزدند. یکی از این سیستمها به نام لاوِندِر، براساس اعضای منتسب به حماس آموزش دیده بود و ارتش اشغالگر را قادر میساخت تا دهها هزار هدف را در مقیاسی ایجاد کند که در غیر این صورت غیرممکن بود.
به گفته منابع، بسیاری از افراد مورد هدف، عضو مقاومت نبودند و به جای جنگ، در داخل خانههای خانوادگی مورد اصابت قرار گرفتند. اگرچه ارتش رژیم صهیونیستی از میزان خطای سیستم آگاه بود، اما مسئله اصلی اشتباهها نبود، بلکه مقیاس بود.
محقق یادشده تاکید کرد: این مقیاس تخریب است که به ارتشها اجازه میدهد تا آن را آزاد کنند و این گفتمان مشروعیت است که آن را ممکن میسازد؛ گفتمان اهداف و خسارتهای جانبی.
یکی از محققان در زمینه همکاری شرکتهای فناوری با رژیم صهیونیستی، استدلال کرد که هوش مصنوعی با فراهم کردن امکان تجزیهوتحلیل مجموعه دادههای بزرگتر، نظارت جمعی را تشویق میکند.
او تاکید کرد که سازمانهای اطلاعاتی مدتهاست اطلاعات بیشتری نسبت به آنچه انسانها میتوانستند پردازش کنند، جمعآوری کردهاند. هوش مصنوعی اکنون در حال از بین بردن این محدودیت است و به سازمانهایی مانند واحد ۸۲۰۰ اجازه میدهد تا از حجم دادههایی که قبلا غیرقابل مدیریت بودند، معنا و استخراج کنند.
شرکتها در حال بررسی پیامدهای حقوقی احتمالی هستند. اگر دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در نهایت حکم دهد که رژیم صهیونیستی مرتکب نسلکشی شده است، ممکن است پرسشهایی درمورد مسئولیت شرکتها مطرح شود.
اقدام مایکروسافت (تعلیق همکاری با رژیم صهیونیستی) محدود، اما قابل توجه بود. این نخستین نمونه شناختهشده از خروج خدمات یک شرکت بزرگ فناوری از ارتش رژیم صهیونیستی بود که نگرانیهایی را در نهادهای صهیونیستی درمورد وابستگی به ارائهدهندگان خارجی ایجاد کرد.
وابستگی رژیم صهیونیستی به شرکتهای درگیر در پروژه نیمبوس (یک قرارداد بزرگ ابری با گوگل و آمازون که در سال ۲۰۲۱ امضا شد) حجم زیادی از دادههای دولتی و نظامی را به سرورهای مستقر در منتقل کرده است.
یک محقق گفت که این گزارش تنها نوک کوه یخ را آشکار کرده است.
او اضافه کرد که تحقیقات آنها تنها بینشهای جزئی از یک سیستم بسیار بزرگتر را آشکار کرده است و کار برای بررسی چگونگی استفاده از این فناوریها در غزه و کرانه باختری و چگونگی ادغام آنها در جنگ ادامه خواهد یافت.
کارشناسان میگویند که سایر ارتشها از نزدیک تجربه رژیم صهیونیستی را، بهویژه چگونگی ادغام فناوریهای تجاری در جنگ زیر نظر دارند.