وقتی پدرخوانده، دادگاه را تحریم می کند!

جمال الدین تراز • 2026-09-21 12:20:43 61 حدود 3 دقیقه مطالعه
پدرخوانده

تصور کنید در شهری، تشکیلاتی مافیایی وجود دارد. همه می‌دانند اعضای این تشکیلات چه می‌کنند و اموراتشان را از چه راه‌هایی می‌گذرانند، اما کسی جرئت ندارد جیک بزند! پدرخوانده هم اتفاقاً از جایگاه معتبر و بانفوذی برخوردار است؛ چنان‌که همگان، خواسته یا ناخواسته، خود را ناگزیر از کرنش در برابر او می‌بینند. در همایش‌های مبارزه با جرم سخنرانی می‌کند، از ضرورت حاکمیت قانون می‌گوید و هر سال هم به چند نفر جایزه صلح و انسان‌دوستی می‌دهد!

همچنان که این روال سمی ادامه دارد؛ یک روز، قاضی شهر برای احدی از دوستان نزدیک پدرخوانده که مرتکب انواع جرائم شده است قرار بازداشت صادر می‌کند.

خبر که می‌رسد، همه منتظرند ببینند چه می‌شود. بالاخره برای اولین بار کسی جرئت کرده پای یکی از نزدیکان پدرخوانده را به دادگاه باز کند.

اما پدرخوانده نه فرار می‌کند، نه وکیل می‌گیرد، نه حتی زحمت می‌کشد پرونده را بخواند.

فقط می‌پرسد: «اسم قاضی چی بود؟»

فردا صبح، حساب بانکی قاضی مسدود می‌شود. پس‌فردا، اسم دادستان هم به فهرست تحریم‌ها اضافه می‌شود. چند روز بعد، به بانک‌ها، شرکت‌ها و تمام اهالی شهر اعلام می‌کنند که هرکس با دادگاه همکاری کند، خودش هم مجازات خواهد شد!

قاضی که مات‌ومبهوت مانده چه خبر شده، به رئیس دادگستری زنگ می‌زند و می‌گوید: «ما که فقط قرار بازداشت صادر کردیم!»

رئیس دادگستری آهی می‌کشد و می‌گوید: «اشتباه از خودته. باید اول می‌پرسیدی متهم رفیق کیه!»

حالا خنده‌دارترین قسمت ماجرا این است که پدرخوانده همچنان در تلویزیون شهر ظاهر می‌شود و با قیافه‌ای حق‌به‌جانب درباره استقلال قضایی، مبارزه با بی‌قانونی و ضرورت مجازات مجرمان سخنرانی می‌کند!

فقط یک تفاوت کوچک وجود دارد: در آن شهر، ظاهراً دادگاه حق دارد هر کسی را محاکمه کند، مگر اعوان و انصار پدرخوانده را! اگر هم قاضی این قاعده نانوشته را نفهمد یا با اعتماد به نفس و با اتکای بر وجدان نادیده بگیرد، خودش باید در انتظار مجازات باشد!

اما آنچه گفته شد، صرفاً قصه‌ای خیالی یا برداشتی از فیلم «پدرخوانده» نیست؛ با اندکی تفاوت، روایت یکی از اخبار روز جهان است.

به گزارش رویترز، دولت آمریکا تحریم کل دیوان کیفری بین‌المللی را آماده کرده است؛ همان نهادی که برای رسیدگی به سنگین‌ترین جنایات بین‌المللی تأسیس شده و پیش‌تر برای نتانیاهو قرار بازداشت صادر کرده بود.


و این‌گونه، بار دیگر داستان غم‌انگیز ناتوانی حقوق بین‌الملل در مهار قدرت‌های بزرگ تکرار می‌شود و رؤیای حاکمیت قانون بر قدرت، همچنان فرسنگ‌ها دور از تحقق، باقی می‌ماند.

تلخ‌تر اینکه در فیلم‌های مافیایی، دست‌کم خلافکار می‌داند خلافکار است و پدرخوانده هیچ‌وقت ادعا نمی‌کند که برای حفظ استقلال دادگستری، قاضی را تهدید کرده است!

اما در دنیای واقعی، می‌شود هم از عدالت دفاع کرد، هم دادگاه را تحریم کرد، هم قاضی را مجازات کرد و هم در پایان، با لبخندی دیپلماتیک، از همه کشورها خواست به نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون احترام بگذارند!

و تراژدی ماجرا همین‌جاست: وقتی دادگاه برای رسیدگی به جنایت به اجازه قدرتمندان نیاز داشته باشد، دیگر مسئله این نیست که چه کسی مجرم است؛ مسئله این است که چه کسی آن‌قدر قدرت دارد که اجازه ندهد درباره جرمش سؤال کنند.

حقوق بین‌الملل را نمی‌دانم؛ اما اگر روزی قسمت جدیدی از «پدرخوانده» را با چنین داستانی بسازند، احتمالاً منتقدان سینما خواهند نوشت: «فیلمنامه بیش از حد تخیلی است و به شعور مخاطب توهین می‌کند!»


برای ثبت نظر وارد شوید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.