شورای وکلای تهران (شوت) اعلام موجودیت کرد

جمال الدین تراز 2025-12-25 10:17:49 27 حدود 4 دقیقه مطالعه

وکلای عزیز!

گروه‌ها و ائتلاف‌ها از رگ گردن به شما نزدیک‌ترند؛

آن‌قدر نزدیک که اگر یک لحظه سرتان را پایین بیندازید، بلند که می‌کنید می‌بینید عضو سه گروه شده‌اید، ادمین یکی شده‌اید و از دو تای دیگر هم با قهر لفت داده‌اید! بدون آن‌که دقیقاً بدانید موضوع‌شان چه بود و اختلاف‌شان سر چه چیزی شکل گرفت!

در همین فضا، و دقیقاً بعد از آن‌که تعداد گروه‌های وکلا از تعداد خودِ وکلا جلو زده است، شورای وکلای تهران «شوت» رسماً اعلام موجودیت می نماید!شورایی که بر مبنای حس تکلیف عمیق، با برنامه‌ای ضربتی برای «نجات صنف» متولد شده است تا آرزوی دیرینه وکلا را جامه عمل بپوشاند.

البته فعلاً آرزوها در مرحله‌ی امکان‌سنجی هستند، برنامه‌ها در حال تدوین‌اند، و خودِ شورا هم مثل بقیه، هنوز دقیق نمی‌داند دقیقاً قرار است چه‌کار کند… ولی نیت، کاملاً خیر است!

چرا شوت؟

شوت از دل تجربه‌های میدانی متولد شده است، نه جلسات اتوکشیده با قهوه‌ی تلخ و شیرینی خشک!

از همان جایی که فهمیدیم «وکیل‌شدن» خیلی جلوتر از «وکیل‌بودن» خودنمایی می کند و فاصله‌ی بین این دو، گاهی به اندازه‌ی فاصله‌ی یک پروانه تا یک سکته‌ی خفیف در اولین حضور در دادگاه است!

ایده «شوت» از جایی جدی شد که در مطب دندان‌پزشکی، منشی محترم با لبخند پرسید:

«شغلتون؟»

و من که طبق عادت خواستم بگویم «آزاد»، این‌بار دهن‌لقی کردم و گفتم: «وکیل.»

با هیجان و برق خاصی در چشم‌ فرمود:

«عههه چه خوب!»

با خوش‌خیالی پرسیدم:

«مشکل حقوقی دارین؟»

گفت:

«نه، خودم وکیلم!»

و بلافاصله اضافه کرد:

«نوبت اختبار اردیبهشت ۴۰۵ دارم!!»

با تعجب و خنده گفتم:

«پس اینجا چی کار می‌کنی؟!»

فرمودند:

«وای من عاشق این شغلم، ولی خودِ وکالت خیلی سخته… دوبار تو این دو سال رفتم دادگاه، نزدیک بود سکته کنم… الانم اصلاً نمی‌دونم اختبارو چیکار کنم!»

و در همان حال که خانم منشی با شور و حرارت از سختی‌های شغلی‌ حرف می‌زد که هنوز حتی لمس‌شان هم نکرده بود، در ذهنم، خانم وکیل دیگری که چند وقت پیش در دادگاه لواسان دیده بودم، با رعایت کامل موازین شرعی و قانونی! از جلوی چشمم عبور کرد.

کفش‌هایی تق‌تق‌کنان به پا داشت؛

پاچه شلوار تا چهار انگشتی کفش پایین آمده و همان‌جا به ساق چسبیده بود تا زنجیر طلای ظریفی با جسارت تمام خودنمایی کند.

لباسی به تن داشت که نه کت‌دامن بود، نه مانتو، نه… نه…

هرچه بود، در قاموس وکالت، در هیچ جای دنیا تعریف نشده است!

با لوندی خاصی وارد محیط دادگاه شد؛

طوری که اگر تابلوی «شعبه دادگاه» را نمی‌دیدی، فکر می‌کردی اشتباهی وارد فشن‌شو شده‌ای!

آرایش کامل، استایل حساب‌شده، اعتمادبه‌نفس در حد سخنرانی افتتاحیه جشنواره فیلم کن؛ که احتمالاً ناشی از تور کردن موکلی از ایالت باستی هیلز بود!

با ناز و عشوه‌ای حساب‌شده، چسبید به میز قاضی، ناخن‌های دهشتناک را با ضرب روی میز گذاشت و گفت:

«آقای قاضی، چرا هی منو می‌کشونید این همه راه؟ من که لایحه رو گذاشتم…»

قاضی، با متانت و خونسردیِ خاصی که انگار این صحنه را بارها دیده، پاسخ داد:

«خانم وکیل، لایحه‌تون حقوقی نیست!»

(جمله‌ای که برای یک وکیل، از صد تا فحش هم سنگین‌تر است)

«رفع نقص هم انجام نشده. مدیر دفتر تذکر داده. خواستیم گوشزد کنیم حق موکلتون ضایع نشه. حالا هر طور خودتون صلاح می‌دونین.»

در همین لحظه، سرِ خرِ ذهنم را از دادگاه لواسان کج کردم و برگشتم به مطب دندان‌پزشکی...

خانم وکیلِ منشی هنوز داشت از سختی‌های شغلی می‌گفت که عملاً هنوز واردش نشده بود، اما پروانه‌اش را داشت، کتاب‌ها را هم ورق‌ورق کرده بود و اضطرابش از اختبار، واقعی‌تر از تجربه‌اش از دادگاه بود.

و دقیقاً همین‌جا بود که ضرورت تشکیل شورای وکلای تهران در ذهنم جرقه زد.

اوضاع فقط خراب نبود؛

اوضاع خراب، داشت عادی می‌شد! و امان از قصه عادت و بی تفاوتی...

پس باید شوت وارد می‌شد! و بالمره و در کمتر از چشم بهم زدنی وارد شد!

اما همه باید بدانند:

شوت نه تشکل اعتراضی است،

نه حرکتی علیه کسی.

شوت گزارش وضعیت است.

وقتی هر دلخوری کوچک، یک گروه می‌شود،

هر نابلدی یک فعال صنفی،

و هر اعتمادبه‌نفسِ بدون پشتوانه یک تریبون،

دیگر اسم‌های سنگین جواب نمی‌دهد.

شوت آمده بگوید:

بچه‌ها، اگر قرار است این‌همه شوت باشیم،

حداقل در اسم‌گذاری دروغ نگوییم.

شورای وکلای تهران (شوت)

نه قرار است صنف را نجات بدهد،

نه وعده‌ی فردای روشن بدهد؛

فقط یک آینه است…

و البته آینه‌ها معمولاً خنده‌دارند،

تا وقتی که بفهمی تصویر، مال خودت است.


برای ثبت نظر وارد شوید.

نظرات

Deeplaw • 2025-12-25 22:11:16
:)))))))