"> ">
(اصلاحی 14ˏ08ˏ1370)- در اوقاف عامه كه مُتولّی معین نداشته باشد، اداره موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود....
هر گاه واقف برای اداره كردن موقوفه ترتیب خاصی معین كرده باشد متولی باید بهمان ترتیب رفتار كند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد متولی باید راجع بتعمیر و اجاره و جمعآوری منافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ مو...
مُتولّی نمیتواند تولیت را بدیگری تفویض كند مگر آنكه واقف در ضمن وقف باو اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط مباشرت نشده باشد میتواند وكیل بگیرد....
جائز است واقف از منافع موقوفه سهمی برای عمل مُتولّی قرار دهد و اگر حقالتولیه معین نشده باشد متولی مستحق اُجرتُالمِثل عمل است....
بعد از آنكه منافع موقوفه حاصل و حِصه هر یك از موقوفعلیهم معین شد موقوفعلیه میتواند حِصه خود را تصرف كند اگر چه مُتولّی اِذن نداده باشد مگر اینكه واقف اِذن در تصرف را شرط كرده باشد....
در صورتیكه واقف ترتیبی قرار نداده باشد مخارج تعمیر و اصلاح موقوفه و اموری كه برای تحصیل منفعت لازم است بر حق موقوفعلیهم مقدم خواهد بود....
واقف میتواند شرط كند كه منافع موقوفه مابین موقوفعلیهم بتساوی تقسیم شود یا بتفاوت و یا اینكه اختیار بِمُتولّی یا شخص دیگری بدهد كه هر نحو مَصلحت داند تقسیم كند....
بیع وقف در صورتیكه خراب شود یا خوف آن باشد كه منجر بخرابی گردد بطوری كه انتفاع از آن ممكن نباشد در صورتی جایز است كه عمران آن متعذر باشد یا كسی برای عمران آن حاضر نشود....
هر گاه بعض موقوفه خراب یا مُشرف بخرابی گردد بطوریكه اِنتفاع از آن ممكن نباشد همان بعض فروخته میشود مگر اینكه خرابی بعض سبب سَلب اِنتفاع قسمتی كه باقیمانده است بشود، در اینصورت تمام فروخته میشود....
عین موقوفه در مورد جواز بیع باقرب بغرض واقف تبدیل میشود....