"> ">
وقف بر مجهول صحیح نیست....
وقف بر نفس باین معنی كه واقف خود را موقوفعلیه یا جزء موقوفعلیهم نماید یا پرداخت دیون یا سایر مخارج خود را از منافع موقوفه قرار دهد باطل است اعم از اینكه راجع بحال حیات باشد یا بعد از فوت....
وقف بر اولاد و اقوام و خدمه و واردین و امثال آنها صحیح است....
در وقف بر مصالح عامه اگر خود واقف نیز مصداق موقوفعلیهم واقع شود میتواند منتفع گردد....
واقف میتواند تولیت یعنی اداره كردن امور موقوفه را مادامالحیوة یا در مدت معینی برای خود قرار دهد و نیز میتواند متولی دیگری معین كند كه مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقف اداره كند. تولیت اموال موقوفه ممكن ...
كسیكه واقف او را مُتولّی قرار داده میتواند بدواً تولیت را قبول یا رد كند و اگر قبول كرد دیگر نمیتواند رد نماید و اگر رد كرد مثل صورتیست كه از اصل مُتولّی قرار داده نشده باشد....
هر گاه واقف برای دو نفر یا بیشتر بطور استقلال تولیت قرار داده باشد هر یك از آنها فوت كند دیگری یا دیگران مستقلاً تصرف میكنند و اگر بنحو اجتماع قرار داده باشد تصرف هر یك بدون تصویب دیگری یا دیگران نافذ...
واقف میتواند بر متولی ناظر قرار دهد كه اعمال متولی بتصویب یا اطلاع او باشد....
واقف یا حاكم نمیتواند كسی را كه در ضمن عقد وقف مُتولّی قرار داده شده است عزل كنند مگر در صورتیكه حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت مُتولّی ظاهر شود حاكم ضَمّ امین میكند....
اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص مُتولّی شرط كرده باشد و مُتولّی فاقد آن وَصف گردد مُنعَزِل میشود....