"> ">
صلحی كه در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچیك نمیتواند آنرا فسخ كند اگر چه به ادعاء غَبن باشد مگر در صورت تخلف شرط با اشتراط خیار....
اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صُلح اشتباهی واقع شده باشد صُلح باطل است....
صُلح باِكراه نافذ نیست....
تَدلیس در صُلح موجب خیار فسخ است....
صُلح دعوی مبتنی بر معامله باطله باطل است ولی صُلح دعوی ناشی از بُطلان معامله صحیح است....
اگر طرفین بطور كلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را بصلح خاتمه داده باشند كلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگر چه منشاء دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر اینكه صلح بحسب قرائن شامل آن نگردد....
اگر بعد از صلح معلوم گردد كه موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است....
در عقد صلح ممكن است احد طرفین در عِوَض مالالصلحی كه میگیرد مُتعهّد شود كه نفقه معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تأدیه كند، این تَعهّد ممكن است بنفع طرفین مصالحه یا بنفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شو...
در تَعهّد مذكور در ماده قبل بنفع هر كس كه واقع شده باشد ممكن است شرط نمود كه بعد از فوت منتفع نفقه بوراث او داده شود....
صلحی كه بر طبق دو ماده فوق واقع میشود بورشكستگی یا افلاس مُتعهّد نفقه فسخ نمیشود مگر اینكه شرط شده باشد. فصل هجدهم - در رهن...