"> ">
ضمان عقدی است لازم و ضامن یا مضمونله نمیتوانند آن را فسخ كنند مگر درصورت اعسار ضامن بطوریكه در ماده 690 مقرراست یا در صورت بودن حق فسخ نسبت بدین مضمونله و یا در صورت تخلف از مقررات عقد....
هر گاه ضَمان مدت داشته باشد مضمونله نمیتواند قبل از انقضاء مدت مُطالبه طلب خود را از ضامن كند اگر چه دین حالّ باشد....
در ضَمانِ حال مضمونله حق مُطالبه طلب خود را دارد اگر چه دین مؤجّل باشد....
ضَمانِ مطلق محمول بحالّ است مگر آنكه بقرائن معلوم شود كه مؤجّل بوده است....
ضَمان مؤجّل بفوتِ ضامن حالّ میشود....
(منسوخه 14ˏ08ˏ1370)- هر گاه دین مدت داشته ولی ضمان حال باشد بعد از ضمان مضمونله حق مطالبه از ضامن دارد....
اگر مضمونله ذمه مضمونعنه را بری كند ضامن بری نمیشود مگر اینكه مقصود ابراء از اصل دین باشد....
كسیكه ضامن دَرَك مَبیع است در صورت فسخ بیع بسبب اِقاله یا خیار، از ضَمان بری میشود. مبحث سوم در اثر ضمان بین ضامن و مضمون عنه...
ضامن حق رجوع بمضمون عنه ندارد مگر بعد از اداء دین ولی میتواند در صورتیكه مضمونعنه ملتزم شده باشد كه در مدت معینی برائت او را تحصیل نماید و مدت مزبور هم منقضی شده باشد رجوع كند....
اگر ضامن با رضایت مضمونله حواله كند بكسی كه دین را بدهد و آنشخص قبول نماید مثل آنست كه دین را ادا كرده است و حق رجوع بمضمونعنه دارد و همچنین است حواله مضمونله بعهده ضامن....