"> ">
وقف بعد از وقوع آن بنحو صحّت و حُصول قبض لازم است و واقف نمیتواند از آن رجوع كند یا در آن تغییری بدهد یا از موقوفعلیهم كسی را خارج كند یا كسی را داخل در موقوفعلیهم نماید یا با آنها شریك كند یا اگر در ...
در صورتیكه موقوفعلیهم محصور باشند خود آنها قبض میكنند و قبض طبقه اولی كافی است و اگر موقوفعلیهم غیرمحصور یا وقف بر مَصالح عامه باشد متولّی وقف و الّا حاكم قبض میكند....
ولی و وصی محجورین از جانب آنها موقوفه را قبض میكنند و اگر خود واقف تولیت را برای خود قرار داده باشد قبض خود او كفایت میكند....
مالی را كه منافع آن موقتاً متعلق بدیگری است میتوان وقف نمود و همچنین وقف ملكی كه در آن حق ارتفاق موجود است جائز است بدون اینكه بحق مزبور خللی وارد آید....
صحّت وقفی كه بعلت اِضرار دُیان واقف واقع شده باشد منوط باجازه دُیان است....
وقف بر مقاصد غیرمشروع باطل است....
مالی كه قبض و اقباض آن ممكن نیست وقف آن باطل است لیكن اگر واقف تنها قادر بر اخذ و اقباض آن نباشد و موقوفعلیه قادر باخذ آن باشد صحیح است....
هر چیزیكه طبعاً یا بر حسب عرف و عادت جزء یا از توابع و متعلقات عین موقوفه محسوب میشود داخل در وقف است مگر اینكه واقف آنرا استثناء كند بنحوی كه در فصل بیع مذكور است....
وقف بر مَعدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود....
اگر وقف بر موجود و معدوم معاً واقع شود نسبت بسهم موجود صحیح و نسبت بسهم معدوم باطل است....