"> ">
اگر برای خیار شرط مدت نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است. چهارم - در خیار تأخیر ثمن...
هر گاه مبیع عین خارجی و یا در حكم آن بوده و برای تأدیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ث...
اگر بایع بنحوی از انحاء مطالبه ثمن نماید و بقرائن معلوم گردد كه مقصود التزام به بیع بوده است خیار او ساقط خواهد شد....
هر گاه بایع در ظرف سه روز از تاریخ بیع تمام مبیع را تسلیم مشتری كند یا مشتری تمام ثمن را ببایع بدهد دیگر برای بایع اختیار فسخ نخواهد بود اگر چه ثانیاً بنحوی از انحاء مبیع به بایع و ثمن به مشتری برگشته...
اگر مشتری ثمن را حاضر كرد كه بدهد و بایع از اخذ آن امتناع نمود خیار فسخ نخواهد داشت....
خیار تأخیر مخصوص بایع است و برای مشتری از جهت تأخیر در تسلیم مبیع این اختیار نمیباشد....
تسلیم بعض ثمن یا دادن آن بكسی كه حق قبض ندارد خیار بایع را ساقط نمیكند....
اگر مشتری برای ثمن ضامن بدهد یا بایع ثمن را حواله دهد بعد از تحقیق حواله خیار تأخیر ساقط میشود....
هر گاه مبیع از چیزهائی باشد كه در كمتر از سه روز فاسد و یا كم قیمت میشود ابتداء خیار از زمانی است كه مبیع مشرف بفساد یاكسر قیمت میگردد. پنجم - در خیار رؤیت و تخلف وصف...
هر گاه كسی مالی را ندیده و آنرا فقط بوصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافیكه ذكر شده است نباشد مختار میشود كه بیع را فسخ كند یا بهمان نحو كه هست قبول نماید....