"> ">
در بیعی كه موقوف به اجازه مالك است قدرت بر تسلیم در زمان اجازه معتبر است....
اگر نسبت به بعض مبیع بایع قدرت بر تسلیم داشته و نسبت ببعض دیگر نداشته باشد بیع نسبت ببعض كه قدرت بر تسلیم داشته صحیح است و نسبت ببعض دیگر باطل است....
اگر مبیع قبلاً در تصرّف مشتری بوده باشد محتاج بقبض جدید نیست و همچنین است در ثمن....
در حصول قبض اذن بایع شرط نیست و مشتری میتواند مبیع را بدون اذن قبض كند....
مبیع باید در محلی تسلیم شود كه عقد بیع در آنجا واقع شده است مگر اینكه عرف و عادت مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد و یا در ضمن بیع محل مخصوصی برای تسلیم معین شده باشد....
در صورت تأخیر در تسلیم مبیع یا ثمن ممتنع اجبار بتسلیم میشود....
هر یك از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری كند تا طرف دیگر حاضر بتسلیم شود مگر اینكه مبیع یا ثمن مؤجّل باشد در این صورت هر كدام از مبیع یا ثمن كه حال باشد باید تسلیم شود....
اگر بایع قبل از اخذ ثمن مبیع را بمیل خود تسلیم مشتری نماید حق استرداد آنرا نخواهد داشت مگر بموجب فسخ در مورد خیار....
اگر مشتری ملتزم شده باشد كه برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل بشرط نكند بایع حق فسخ خواهد داشت. و اگر بایع ملتزم شده باشد كه برای درك مبیع ضامن بدهد و عمل بشرط نكند مشتری حق فسخ دارد....
در صورتیكه مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد میتواند از تسلیم آن امتناع كند....