"> ">
ممكن است در معامله شرط شود كه یكی از متعاملین برای آنچه كه بواسطه معامله مشغولالذمه میشود رهن یا ضامن بدهد....
هر گاه در عقد شرط شده باشد كه مشروط علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروط له اختیار فسخ معامله راخواهد داشت نه حق مطالبه عِوض رهن یا اَرش عیب و اگر بعد از آنكه مال را مشروط له برهن ...
هر گاه در عقد شرط شده باشد كه ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروط له حق فسخ معامله را خواهد داشت....
طرف معامله كه شرط بنفع او شده میتواند از عمل بآن شرط صرف نظر كند كه در اینصورت مثل آنست كه این شرط در معامله قید نشده باشد لیكن شرط نتیجه قابل اِسقاط نیست....
اِسقاط حق حاصل از شرط ممكن است بلفظ باشد یا بفعل یعنی عملی كه دلالت بر اِسقاط شرط نماید....
در صورتیكه معامله بواسطه اِقاله یا فسخ بهم بخورد شرطیكه در ضمن آن شده است باطل میشود و اگر كسی كه ملزم بانجام شرط بوده است عمل بشرط كرده باشد میتواند عِوض او را از مشروط له بگیرد. فصل پنجم - در معاملا...
معامله بمال غیر جز بعنوان ولایت یا وصایت یا وكالت نافذ نیست ولو اینكه صاحب مال باطناً راضی باشد ولی اگر مالك یا قائممقام او پس از وقوع معامله آنرا اجازه نمود در اینصورت معامله صحیح و نافذ میشود....
اجازه مالك نسبت بمعامله فضولی حاصل میشود بلفظ یا فعلی كه دلالت بر امضاء عقد نماید....
سكوت مالك ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمیشود....
اجازه در صورتی مؤثر است كه مسبوق بِرَد نباشد والّا اثری ندارد....