"> ">
مراد از احیای زمین آنستكه اراضی مَوات و مُباحه را بوسیله عملیاتی كه در عرف آباد كردن محسوب است از قبیل زراعت،درختكاری، بنا ساختن و غیره قابل استفاده نمایند....
شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا كندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالكیت نمیشود ولی برای تحجیركننده ایجاد حق اولویت در احیاء مینماید....
هر كس از اراضی موات و مباحه قسمتی را بقصد تملّك احیاء كند مالك آن قسمت میشود....
احیاء اطراف زمین موجب تملك وسط آن نیز میباشد....
احیاءكننده باید قوانین دیگر مربوطه باین موضوع را از هر حیث رعایت نماید. باب دوم در حیازت مباحات...
مقصود از حیازت تصرف و وضع ید است یا مهیا كردن وسایل تصرف و استیلا....
هر كس مال مباحی را با رعایت قوانین مربوطه بآن حیازت كند مالك آن میشود....
هر كس در زمین مباح نهری بكَند و متصل كند برودخانه آن نهر را احیاء كرده و مالك آن نهر میشود ولی مادامیكه متصل برودخانه نشده است تحجیر محسوب است....
هر گاه كسی بقصد حیازت میاه مباحه نهر یا مجری احداث كند آب مباحی كه در نهر یا مجرای مزبور وارد شود ملك صاحب مجری است و بدون اذن مالك نمیتوان از آن نهری جدا كرد یا زمینی مشروب نمود....
هر گاه چند نفر در كندن مجری یا چاه شریك شوند بنسبت عمل و مخارجی كه موجب تفاوت عمل باشد مالك آب آن میشوند و بهمان نسبت بین آنها تقسیم میشود....