"> ">
ضامن وقتی حق دارد از مضمون له تقاضا نماید كه بدواً بمدیون اصلی رجوع كرده و در صورت عدم وصول طلب باو رجوع نماید كه بین طرفین (خواه ضمن قرارداد مخصوص خواه در خود ضمانت نامه) این ترتیب مقرر شده باشد....
در كلیه مواردی كه بموجب قوانین یا موافق قراردادهای خصوصی ضمانت تضامنی باشد طلبكار می تواند بضامن و مدیون اصلی مجتمعاً رجوع كرده یا پس از رجوع بیكی از آنها و عدم وصول طلب خود برای تمام یا بقیه طلب بدیگ...
حكم فوق در موردی نیز جاری است كه چند نفر بموجب قرارداد یا قانون متضامناً مسئول انجام تعهدی باشند....
قبل از رسیدن اجل دین اصلی ضامن ملزم بتأدیه نیست ولو اینكه بواسطه ورشكستگی یا فوت مدیون اصلی دین مؤجل او حال شده باشد....
ضمان حال از قاعده فوق مستثنی است....
اگر حق مطالبه دین اصلی مشروط باخطار قبلی است این اخطار نسبت بضامن نیز باید بعمل آید....
همینكه دین اصلی بنحوی از انحاء ساقط شده ضامن نیز بری میشود....
همینكه دین حال شد ضامن میتواند مضمونله را بدریافت طلب یا انصراف از ضمان ملزم كند ولو ضمان مؤجل باشد....
استنكاف مضمونله از دریافت طلب یا امتناع از تسلیم وثیقه - اگر دین با وثیقه بوده - ضامن را فوراً و بخودی خود بری خواهد ساخت....
پس از آنكه ضامن دین اصلی را پرداخت مضمون له باید تمام اسناد و مداركی را كه برای رجوع ضامن بمضمونعنه لازم و مفید است باو داده و اگر دین اصلی با وثیقه باشد آنرا بضامن تسلیم نماید - اگر دین اصلی وثیقه غی...