"> ">
ترتیب تقسیم آنست كه اگر مال مشترك مثلی باشد به نسبت سهام شركاء اِفراز میشود و اگر قِیمی باشد بر حسب قیمت تعدیل میشود و بعد از اِفراز یا تعدیل در صورت عدم تراضی بین شركاء حِصَص آنها بقرعه معین میگردد....
تقسیم بعد از آنكه صحیحاً واقع شد لازم است و هیچیك از شركاء نمیتواند بدون رضای دیگران از آن رجوع كند....
هر گاه در حِّصه یك یا چند نفر از شركاء عیبی ظاهر شود كه در حین تقسیم عالم بآن نبوده شریك یا شركاء مزبور حق دارند تقسیم را بهم بزنند....
هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود كه قسمت بغلط واقع شده است تقسیم باطل میشود....
هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود كه مقدار معینی از اموال تقسیم شده مال غیر بوده است در صورتیكه مال غیر در تمام حِصَص مفروزاً بتساوی باشد تقسیم صحیح و الّا باطل است....
مَمَر و مجرای هر قسمتی كه از متعلقات آنست بعد از تقسیم مخصوص همان قسمت میشود....
كسی كه در ملك دیگری حق اِرتفاق دارد نمیتواند مانع از تقسیم آن ملك بشود ولی بعد از تقسیم حق مزبور بحال خود باقی میماند....
هر گاه حِصّه بعضی از شركاء مجرای آب یا محل عبور حِصّه شریك دیگر باشد بعد از تقسیم حق مجری یا عبور ساقط نمیشود مگر اینكه سقوط آن شرط شده باشد و همچنین است سایر حقوق اِرتفاقی....
هر گاه تَرَكه میت قبل از اداء دیون تقسیم شود و یا بعد از تقسیم معلوم شود كه بر میت دینی بوده است طلبكار باید بهر یك از وراث بنسبت سهم او رجوع كند و اگر یك یا چند نفر از وراث معسِر شده باشد طلبكار میتو...
ودیعه عقدی است كه بموجب آن یك نفر مال خود را بدیگری میسپارد برای آنكه آنرا مجاناً نگاهدارد. ودیعه گذار مودِع و ودیعه گیر را مستودع یا امین میگویند....